در كمال دقت قلمى نموده و آن را به اسم شريف عالىحضرت خداوندى موشح فرموده مدت مديد است كه در دار الشفاى مقرب الحضرة السلطانى به درس كتب متداولهء طبيه و علاج بيماران مشغول است [ و با وجود اين اشغال به نظم اشعار نيز اشتغال مىنمايد . اين مطلع از منظومات اوست :
گفتم به آه و گريه غم از دل برون كنم * شد گريه در گلو گرهم آه چون كنم ] « 1 »
مولانا درويشعلى طبيب
به صفات حميده و سمات پسنديده و لطف گفتار و حسن كردار و صفاى طبيعت و كثرت قبوليت سرآمد اطباى زمان است و در معالجهء مرضى اختراعات خاص مىنمايد كه اكثر آنها موافق مىافتد ، بنابر آن اعلى حضرت خداوندى را نسبت به او عنايات و التفات بسيار است و عاطفت و مكرمت بىشمار ، چنانچه در اين اوقات منصب تدريس و معالجهء مرضاى دار الشفاى مهد عليا ملكت آغا را به آن جناب تفويض نمودهاند و وظيفهء كرامند مقرر فرموده . [ خدمت مولانا درويشعلى در فن معما نيز صاحب مهارت است و اين معما به اسم ولى از جملهء منظومات اوست ،
بيت
هندوئى زلف او ز بدكيشى * گوش بگرفت و گفت درويشى ] « 2 » .
مولانا محمد طبيب
بر معالجهء مرضى و تداوى امراض غربا به غايت حريص است و الحق در عمل فن طب ممارست تمام دارد و همواره در دار الشفاى عالىحضرت خداوندى به مهم خود مشغول است و از اوقاف آن بقعه محظوظ و بهرهور مىشود .
مولانا عبد الحى تونى
به صفاى طبع و ذكاى ذهن اتصاف دارد و او را به علم طب ملايمت تمام است و معالجتش اكثر بر نهج صواب اتفاق مىافتد اما در اين ايام به منصب صدارت شاهزادهء عالميان ابراهيم حسين ميرزا مشرف شده است و از بسيارى ملازمت و كثرت ارتكاب
هامش
( 1 ) . فقط در نش .
( 2 ) . فقط در نش .