ساخت . وفات آنجناب در محرم سنهء تسع مائه روى نمود و عالى جناب مقرب الحضرت السلطانى اين قطعه را جهت ضبط تاريخ نظم فرمود ،
شعر
به مولانا نظام الدين محمد * فلك چون از كجى تيغ جفا راند
ز بس كو بود در امر قضا راست * به جاى راستانش چرخ بنشاند
ز بهر فوت او تاريخ جستم * خرد گفتا قضا بىراستى ماند
و راقم حروف را نيز در آن اوقات اين رباعى به خاطر فاتر رسيده بود ،
بيت
آن كس كه شريعت به نظام از وى شد * از حكم قضا سجل عمرش طى شد
باقى چو نماند در جهان نام نظام * معلوم امم گشت كه فانى كى شد
مولانا شمس الدين محمد اسفزارى
به غايت خوش محاوره و نديم شيوه و نيكو اخلاق بود . مدتى در مدرسهء شريفهء سلطانيه به امر درس و استفاده اشتغال مىفرمود . و فى الواقع آنجناب در فنون علوم و اقسام فضايل از امثال و اقران ، استثناء و امتياز تمام داشت و در جمادى الآخر تسع مائه به جهان جاودانى انتقال كرده عالم فانى را بازگذاشت .
پادشاه علماء ، خسرو دانشمندان مولانا شمس الدين محمد المشتهر به مولانازاده عثمان :
در جميع اقسام علوم معقول و اصناف فنون محسوس و منقول ، سرآمد علماى زمان و مقتداى فضلاى دوران بود بلكه از ابتداى دولت حضرت اعلى خاقانى الى يومنا هذا مثل آن جناب دانشمندى در خراسان ظهور ننمود .
بيت
روشن اندر دل چو مصباحش * كشف كشاف و فتح مفتاحش
و با وجود انواع فضايل و كمالات ، آن عالم فرخنده صفات به صفت تواضع و كسر نفس اتصاف داشت و هرگز انديشهء عجب و نخوت و خيال كبر و انانيت پيرامن خاطر شريفش نمىگذشت . سالها در مدرسهء شريفهء سلطانيه و مدرسهء متبركهء اخلاصيه به نشر فوايد علميه و درس مسايل دينيه پرداخت و در شهر ربيع الاول سنهء احدى و تسع مائه محنتسراى جهان را بدرود كرده به روضهء رضوان منزل ساخت .