مولانا قطب الدين آدم « 1 »
جالينوس وقت و زمان و بقراط عهد و اوان بود و به يمن اعتناء و حسن اهتمام امير عالىمقام قدم بر ذروهء جاه و جلال نهاده مدتى در دار الشفاى آن حضرت به درس قيام نمود . آخر الامر بنابر سوء خلق از آن امر استعفا كرد و در اوايل سنهء اربع و تسع مائه روى به عالم باقى آورد .
مولانا شمس الدين محمد روحى قدس سره
مقتداى سالكان طريقت و هدى و پيشواى طالبان رضاى حق عز و علا بود و قرب هفتاد سال در سلوك راه دين و تتبع سنن سيد المرسلين و تزكيهء خاطر و تصفيهء باطن سعى و اجتهاد نمود تا در زمرهء اولئك
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ
« 2 » منتظم شد و در سلك و عدهء
فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 3 » منخرط گشت .
و چون نداى
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي
« 4 » به گوش هوش آن جناب رسيد وصيت فرمود كه در هر جا كه امير ولايت انتما مصلحت داند جسد مطهرش را مدفون گردانند . و بعد از آن كه واقعهء عظمى بهوقوع انجاميد عالى حضرت خداوندى پس از استشاره و استخاره و تقديم تجهيز و تكفين ، بر وجه سنت خاتم النبيين بدن بىبديلش را در جنب قبر زبدة الاولياء و المقربين مولانا سعد الملة و الدين الكاشغرى - روح اللّه روحه العزيز - به خاك سپردند . اين قطعهء غرا كه از منظومات زبدة الفضلاء امير اختيار الدين حسن است به زبان رمز و ايما مبين تاريخ وفات آن جناب است .
نظم
آن قدوهء نقشبنديان كو * از دل همه نقش غير بزدود
پيرى كه كلاه گوشهء ترك * در عالم فقر بر فلك سود
روحى لقبى كه در فنا گشت * زو نسبت اسم و رسم مفقود
مستغرق بحر نيستى ليك * در بزم شهود گشته مشهود
هامش
( 1 ) . در حبيب السير : « قطب الدين محمد آدم » .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 9 .
( 3 ) . در مواضع مختلف قرآن كريم آمده از جمله سورهء بقره ، آيهء 38 و . . .
( 4 ) . سورهء فجر ، آيهء 28 .