امير از استماع اين بيت به دو جهت منبسط و مسرور شده كوكب آمالش به درجهء اقبال رسيد . وفات آن جناب در شهور سنهء ثمان و تسعين و ثمان مائه اتفاق افتاد . اين معما به اسم حسام از جملهء منظومات او است ،
بيت
بازم ز عشق در چمن سينه غنچهوار * شد پارههاى دل به خيال دهان يار
پهلوان محمد ابو سعيد رحمة اللّه عليه
به جلادت گفتار و بدايع آثار و وفور اخلاق حميده و كثرت اطوار پسنديده بىشبه و نظير بود . و همواره در مجلس اعلاى حضرت خاقانى و محفل عالىجناب مقرب الحضرت السلطانى به سخنسازى و نكتهپردازى اشتغال مىنمود . طبع صافى و ادراك وافى داشت و گاهى ابيات خوب و معميات مرغوب بر لوح تقرير و تحرير مىنگاشت . چون از عالم انتقال كرد در بقعهء نعمت آباد كه به يمن مقدم شريفش در غايت رواج و رونق بود مدفون گرديد و جناب مقرب الحضرت السلطانى جهت وفات آن مخلص جانى اين قطعه در سلك نظم كشيد ،
قطعه
محمد پهلوان هفت كشور * كه در دهرش نبود اقران و امثال
سر و سرحلقهء اهل طريقت * كه رفت از جور گيتى فارغ البال
ز بعد قطب عالم عارف جام * كه او مخدوم دوران بود از اقبال
پس از سالى سوى جنت خراميد * از اين ديرينه دير مختلف حال
اگر پرسد كسى تاريخ فوتش * بگويش بعد مخدومى به يك سال
بر راى ناظمان لئالى بلاغت مختفى نماند كه اين تاريخ به اسلوب غريب گفته شده زيرا كه به يك عبارت سال فوت دو كس معلوم و مؤدى مىشود .
قاضى نظام الدين محمد رحمه اللّه تعالى
زبدهء اصحاب زهد و تقوى و قدوهء ارباب درس و فتوى بود . سالها در مدرسهء شريفهء اخلاصيه به تحقيق مسائل دينيه و تدقيق در علوم يقينه اشتغال مىنمود و بعد از آنكه از آن منصب استعفا كرد به تكليف تمام و مبالغهء لاكلام ، متقلد امر قضاى بلدهء هرات شد .
الحق بدان شغل خطير به نوعى پرداخت كه قضيهء امانت و ديانت شريح قاضى را منسوخ