تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
راه يافته محرم حرم گشت . بيت
لطفش به كدام ذره پيوست دمى * كان ذره به از هزار خورشيد نشد
وفاتش در شهور سنهء ثمان و تسعين و ثمان مائه روى نمود .
وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ .

مولانا يوسف بديعى

به لطافت طبع و جودت ذهن اتصاف داشت و همواره در ملازمت عالىجناب خداوندى مقرب الحضرت السلطانى روزگار مىگذرانيد و از موايد انعام و اكرامش به حظ اوفر محظوظ و بهره‌ور مىگرديد . وفاتش در شهور سنهء سبع و تسعين و ثمان مائه اتفاق افتاد . اين مطلع از جملهء اشعار او است ، بيت
گر بدين آب و هوا كويت بود منزلگهم * نه زلال خضر بايد نه دم روح اللهم

سيد شمس الدين محمد اندجانى الملقب به « مير سر برهنه »

به حسن كردار و لطف گفتار و سرعت فهم و حدت ذهن از فضلاى زمان و ظرفاى دوران امتيازى تمام داشت و همواره نكات شيرين و حكايات رنگين و كلمات غريب و سخنان عجيب بر لوح بيان مىنگاشت . در اوايل ، مدت مديد در بلاد ماوراء النهر درزى اهل سؤال روزگار مىگذرانيد و چون از آن مملكت به هرات آمد به يمن تربيت و عنايت امير هدايت منقبت ، سر مفاخرت به فرق فرقدين رسانيد . سلطان صاحب‌قران نيز آن‌جناب را منظور نظر التفات ساخته منصب جليلة المراتب صدارت به شركت خواجه كمال الدين حسين كيرنگى به وى تفويض نمود و خدمت خواجه با جناب سيادت‌مآب تلاش تقديم كرده مير سر برهنه به ملازمت مربى خويش يعنى امر دوست‌نواز نيكوانديش مبادرت نمود و به موقف عرض رسانيد كه با وجود اسم سيادت و كبر سن و انتظام در سلك خدام اين آستان عالى مقام كه بنده را حاصل است خواجه حسين داعيه دارد كه بر من مقدم نشيند ، اكنون به هرچه ملازمان شما حكم فرمايند عمل نموده شود . در اين حال آن حضرت را از گدائى و سؤال جناب سيادت‌مآب ياد آمده بر زبان راند كه ، بيت
در مقامى كه صدارت به گدايان بخشند * چشم دارم كه به جاه از همه افزون باشى
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 207 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )