متعال با اين عبارات خواسته است مجموعهاى از معانى و مفاهيم را به ما بفهماند ، كه به برخى از مسايل پيش از خلقت آدم مربوط مىشود و شأنى از شئون خداوند متعال است كه در آن اوان ، زمينهء خلقت آدم را فراهم مىكرده است ؛ يك جنبهء ديگر مطلب نيز ، برخورد فرشتگان با مسئله خلقت نوع انسان است ؛ و مطلب سوم ، به نحوى ، بيان كرامت و فضيلت اين نوع انسانى است » . « 1 »
نظريّهء دوم : نظريّهاى است كه محقّقان بعدى ، و دانشمندان اسلامى مبناى خود قرار دادهاند . اين دانشمندان و محقّقان در پرتو كوششى كه در زمينهء تحقيقات قرآنى و بازشناسى مقاصد قرآن داشتهاند ، به اين نگرش رسيدهاند كه اين قصه با مراحل مختلفى كه دارد ، بر گونهء تمثيل آمده است ، و منظور ، تعريف و بازشناساندن آدميّت و انسانيّت ، و بازگو كردن اهمّيت و فضيلت آن است ، و همهء مراحل داستان ، و مطالبى كه در آن طرح شده ، به گونهاى است كه اين معانى و اهداف مورد نظر را مىتوان به كمك آنها مشخّص گردانيد .
اين دو نظريّه ، هر چند در ارتباط با حقيقت تنزيه خداوند سبحانه و تعالى و نيز عالم غيب ، از همانندى با مخلوقات مادّى محسوس ، در همهء مراحل بيان داستان ، هم سخن بوده ، و در اهداف و مقاصد كلّى مورد نظر از اين مقطع قرآنى ، يكساناند ؛ امّا ، با وجود اين ، از نظر امكان و آمادگى سياق آيات براى تعيين و تشخيص برخى عناوين و مطالبى كه در اين مقطع آمده است ، با يكديگر تفاوت دارند ، چنان كه در هنگام بحث در حوزهء دوم تحقيق اين مسئله ، روشن خواهد گرديد .
در حوزهء دوم تحقيق ، مىبينيم كه صحابه و تابعين و علماى صدر اوّل اسلام ، همخوان با دو موضعى كه در ارتباط با حوزهء اوّل تحقيق داشتند ، در مقام تحقيق و مطالعهء آيات اين مقطع شريف قرآنى ، يك موضع سلبى به خود مىگيرند ، و حتّى در بعضى موارد گسترش بيان مطلب نيز ، به ذكر فوايد دينى مترتّب بر طرح اين فراز قرآنى « متشابه » مىپردازند ! شيخ محمّد عبده به بعضى از اين فوايد اشاره كرده است ، كه ما به ذكر دو فايده اكتفا مىكنيم :
هامش
( 1 ) المنار ، 1 / 254