اين نكتهء اخير افزوده است . چنان كه گويى ، وى در صدد آن است كه اين دو نگرش ششم و نهم را با يكديگر توأم گرداند . « 1 »
نگرش دهم :
اين نگرش را ابن كثير يادآور شده و سيّد محمّد رشيد رضا نيز آن را بيان كرده است . حاصل مطلب اين كه ملاحظه مىشود ، همه جا در قرآن ، پس از اين حروف مقطّعه يادى از كتاب كريم و چگونگى نزول آن آمده ، و از اين قاعده ، تنها چهار سوره بيرون مىافتند كه عبارتند از : مريم ، عنكبوت ، روم و قلم ؛ كه در هر يك از اين سورهها نيز ، پس از حروف مقطّعه ، امر مهمّى كه بىشباهت به مسئله كتاب و انزال آن نيست ، مىيابيم .
در آغاز سورهء مريم ، ماجراى ولادت يحيى عليه السّلام را از پيرزنى از كار افتاده و از پيرمردى سالخورده ، مىخوانيم كه بر خلاف همهء قوانين تجربى رايج و شناخته شده بوده است .
در آغاز دو سورهء عنكبوت و روم ، دو امر بسيار با اهميّت را مىيابيم كه در ارتباط با دعوت و فرجام آناند : در آغاز سورهء عنكبوت ، يك قانون اجتماعى به توضيح و بيان كشيده شده كه خداوند آن را براى آزمايش مردم و جداسازى صالحان از طالحان وضع فرموده است ، و تأثير بسزايى در سير تحوّل دعوت دارد . چنان كه آيات آغازين اين سوره به روشنى تصريح مىكنند بر اين كه فتنه و عذاب نمىتوانند دليل بر آن باشند كه خداوند دوستانش را وا نهاده است ؛ بلكه نوعى آزمايش صدق و اخلاص و ثبات قدم و دوام ايمان ايشان است . در آغاز سورهء روم نيز ، ماجراى پيشبينى پيروزى روميان بر پارسيان در مدّتى كمتر از 10 سال ، آمده است .
در آغاز سورهء قلم و پايان آن نيز ، تبرئهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از تهمت جنون مطرح شده است كه نخستين تهمتى مىباشد كه به آن حضرت زدهاند . چنان كه اين سوره از نخستين سورههاى نازل شده از قرآن كريم نيز مىباشد .
بسيار واضح است كه اين ماجراها نيز همگى به طور مستقيم در ارتباط با وحى الهى يا رسالتاند ، و اين چنين ارتباط محكمى ميان حروف مقطّعه و تأكيد بر اصالت كتاب و انزال آن از آسمان ، و تأكيد بر صدق رسالت حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و ارتباط آن رسالت با آسمان ، ما را وا مىدارد بر آن كه بگوييم : اين حروف در آغاز سورههاى قرآن آورده شدهاند ،
هامش
( 1 ) همان ، 1 / 29 - 30