تا گوشها را بر كوبند ، و دلها را از جاى بركنند ، و مردمان را به استماع قرآن كريم و بىصدا ماندن به هنگام گوش فرا دادن به آن ، ملزم گردانند . « 1 »
مىتوان گفت ، اين نگرش ، از نگرش هفتم نشأت مىگيرد ، چنان كه سيّد محمّد رشيد رضا ، به اين مطلب اذعان داشته است . همچنين ، سيّد محمّد رشيد رضا ، آنجا كه تصوّر مىكند خود تنها مفسّرى است كه اين نگرش را ارائه كرده ، در اشتباه است . زيرا ، ابن كثير ، پيش از وى اين نگرش را مطرح نموده ، هر چند كه آن را ضعيف قلمداد كرده است .
موضع ما در برابر اين ديدگاهها
موضع ما در برابر اين ديدگاههاى گوناگون در باب حروف مقطّعهء فواتح سور ، در پرتو برخى پديدههاى مسلّم و معمول ، كه پيرامون نزول اين حروف رمزى در قرآن كريم ، مطرح بودهاند ، شكل مىگيرد . آن پديدهها عبارتند از :
1 . تفسير روشنى از فواتح سور ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما نرسيده است .
2 . اين كه صحابهء آن حضرت به طور كلّى در اين ارتباط سكوت كردهاند و هيچ يك از آنان معناى فواتح سور را از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله سؤال نكردهاند .
3 . عرب زبانان ، پيش از نزول قرآن ، هيچ سابقهاى در آشنايى با چنين شيوهاى در سخن گفتن نداشتهاند .
اين پديدههاى سه گانه ما را وا مىدارد بر آن كه ايمان بياوريم به اين واقعيّت تاريخى كه معاصران وحى واپسين و ملازمان نبوّت خاتم النبيّين ، در برابر اين حروف ، موضع آشكار و روشنى داشتهاند ، و به همين جهت ، صحابه از سؤال در باب فواتح سور و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز ، از بيان اين مطلب ، خوددارى كردهاند . حال ، اين وضوح مىتوانسته است ، بر اثر توضيح پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در باب فواتح سور بوده باشد ، مبنى بر اين كه اين حروف رمزى از متشابهاتند و بايد در برابر آنها سكوت كرد و سربسته آنها را پذيرفت ؛ يا به خاطر آن كه هدف از كاربرد آنها در سر آغاز سور ، چنان بوده است كه در ديدگاههاى ششم و هفتم عنوان شد ؛ و ديديم
هامش
( 1 ) تفسير القرآن العظيم ، 1 / 68 ؛ المنار ، 8 / 256 - 289 ؛ البتّه ، ابن كثير اين توضيحات را در صدد بيان ارتباط حروف مقطّعه با اعجاز قرآن مىآورد ، چنان كه در وجه ششم كه قول برگزيدهء اوست ، يادآور شده است .