تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
گاه نيز ، به صورت تركيبهاى سه حرفى يا بيشتر ، آمده است ؛ مانند
الم
،
المص
،
المر
،
كهيعص
،
حم عسق
« 1 » و . . . وقتى در مقام بررسى اين پديده در قرآن كريم بر مىآييم ، در مىيابيم كه عرب زبانان هيچ گاه اين شيوهء آغاز كردن را در كلام خويش نمىشناخته‌اند ؛ همچنين ، در مىيابيم كه حروف « مقطّعه » ما به ازاى معنايى ندارند و تنها مىتوانند بر مسمّاهاى خودشان يعنى حروف الفبا دلالت داشته باشند . از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله توضيح ثابت و صحيحى براى اين حروف به دست ما نرسيده است ؛ بلكه مىتوان گفت كه در اين باره به استثناى اشارات بسيار اندك مطلقا سخنى از آن حضرت نقل نشده است تا بتواند حرف آخر در اين مبحث باشد . مىتوان گفت ، به همين علّت است كه آراء و نظرات دانشمندان دربارهء حروف مقطّعه و ديدگاههاى آنان در مقام تفسير اين حروف ، مختلف و متفاوت است و همين اختلافات است كه در طىّ قرون مختلف ، بيش از پيش ، بر پيچيدگى اين پديدهء قرآنى افزوده است . در تفسير اين حروف ، دو ديدگاه اصلى همواره وجود داشته است : ديدگاه اوّل : مطابق اين ديدگاه ، اين حروف مقطّعه از جمله چيزهايى هستند كه خداوند سبحان علم آنها را به خويشتن اختصاص داده است . از اين رو هيچ كس امكان ندارد كه بتواند به بازشناسى مراد از اين حروف برسد . مؤيّد اين ديدگاه ، روايتى مىباشد كه از شمارى از صحابه و تابعين رسيده است ؛ حاكى از اين كه ، فواتح سور ، « سرّ القرآن » اند ، و « سرّ الله » اند ؛ جوياى معانى آنها نشويد ! بسيارى از دانشمندان و محقّقان بر اين نظر قرار گرفته‌اند . چنان كه اين معنا در بعضى روايات از طريق اهل بيت عليهم السّلام نيز رسيده است « 2 » . ديدگاه دوم : مطابق اين رويكرد ، در قرآن كريم نبايد چيزى آمده باشد كه براى ما قابل فهم و درك نباشد ، يا دست كم نزد دانشمندان و محقّقان شناخته نشده باشد . مبناى اين نظر ، اين است كه ، خداوند ، سبحانه و تعالى ، قرآن كريم را با اوصاف متعدّدى وصف كرده است كه با اين پوشيدگى و استتار كه در حروف مقطّعه مشاهده مىشود ، سازگار نيست . قرآن به
هامش
( 1 ) به ترتيب ، در سرآغاز اين سوره‌ها : ص ، ق ، قلم ، طه ، يس ، جاثيه ، بقره ، اعراف ، رعد ، مريم ، شورى . ( 2 ) التبيان ، 1 / 48 ؛ مجمع البيان ، 1 / 32