تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
انسان ، ماهيت رابطه با عوالم غيبى را دارد . زيرا ، طرف ديگر آن خداوند متعال است ، و انسان ، كه يك موجود مادّى مىباشد ، نمىتواند از سوى خود ، راه و رويّه‌اى را باز شناسد كه او را به تقرّب به درگاه خداوند متعال برساند . بنابراين ، ناگزير ، براى آن كه چنين چيزى تحقّق يابد ، بايد خداوند متعال ، خود اين راه و روش را مشخّص گرداند . چه بسا همان موارد و مسايلى كه انسان آنها را موجب تقرّب به درگاه الهى مىداند ، موجبات دورى انسان از رحمت و عنايت خداوند متعال باشند . چنان كه در برخى از احاديث كه از ناحيهء اهل بيت عليهم السّلام صادر شده ، اين نكته آمده است .

5 ) زندگانى شخصى موسى عليه السّلام

ذيل عناوين پيشين ، بعضى تفاصيل راجع به زندگانى و سيرهء شخصى حضرت موسى عليه السّلام ، بويژه دوران پيش از بعثت آن حضرت ، گذشت . مىتوان گفت قرآن كريم ، پس از پس طرح داستان حضرت موسى عليه السّلام و ارائهء موضوعات آن به اين شيوه ، دو هدف را دنبال مىكند : هدف اوّل : همان كه پيش از اين در مقام تحليل مقاطع مختلف داستان در سورهء قصص آورديم مبنى بر اين كه اين تفصيلات داستانى بر يكى از جنبه‌هاى اعجاز قرآن دلالت دارد ؛ و اطّلاع از اين همه جزئيّات ، مفهومى خواهد داشت متفاوت با مفهوم اطّلاع از احوال موساى « پيامبر » ؛ زيرا ، اوضاع و احوال زندگانى حضرت موسى عليه السّلام پس از بعثت ، در متن جامعه اتّفاق افتاده ، و در نتيجه به طور طبيعى معروف و مشهور بوده و تاريخ ، نسل به نسل ، آن مطالب را دست به دست و دهان به دهان منتقل مىگردد . بر خلاف احوال و اوضاع زندگانى حضرت موسى عليه السّلام پيش از بعثت . بويژه اگر اين تفاصيل تنها در قرآن كريم آمده باشد و در ديگر كتب آسمانى نيامده باشد . هدف دوم : نيز همان كه در مبحث مربوط به مراحل دعوت آورديم ، مبنى بر اين كه اين حوزه از بيان داستان ، حضرت موسى عليه السّلام را در نظر ما ، با شخصيّت و سيماى يك انسان برگزيده تصوير مىكند كه خداوند متعال وى را براى انجام وظايف رسالت آماده گردانيده ، و او با اخلاق و عواطف و دلاوريها و مكنت و مكانتى كه از آن برخوردار است ، مىتواند از