اصنام نيز واسطههاى مادّى بودند كه پرستش خدايى را كه موسى به سوى او دعوت كرده بود ، توجيه مىكرد ؛ و همچنين . . .
قرآن كريم با اشارهء به اين وضعيّت ، دو هدف را منظور دارد :
هدف اوّل : كنكاش با انديشههاى جاهليان معاصر نزول وحى قرآنى ، كه در مقام تعليل پرستش بتهايشان ، مىگفتند كه بتها را وسيلهاى براى تقرّب به درگاه خداوند متعال گرفتهاند .
هدف دوم : انسان وقتى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايمان مىآورد ، و از همنشينى او برخوردار مىگردد ، به آن معنا نيست كه يك باره از تمامى محتويات درونى خويش برهنه شده ، و بر همهء رسوبات ذهنى خويش كه طبيعت و واقعيت آنها با اصالت رسالت و دعوت آن فرستادهء خدا سازگار نيست ، فائق آمده است . نهايت ، مدلول و مفهوم آن ، ايمان به معانى تحت اللفظى شعارهاست . چنان كه قرآن در بعضى موارد ، در مقام تفكيك ادّعاى اسلام و ايمان ، از ايمان و اسلام حقيقى ، به اين مطلب اشاره كرده است :
قالَتِ الْأَعْرابُ : آمَنَّا ! قُلْ : لَمْ تُؤْمِنُوا ؛ وَ لكِنْ قُولُوا : أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ . . .
« 1 » .
اين گونه زمينهها ، خطرناكترين صحنههاى اجتماعى هستند كه اديان الهى با آن مواجه شدهاند . عبادت و پرستش خدا ، و ارتباط انسان با خداوند متعال ، دستخوش تحريف شده است ؛ و در عين حال ، مردم همان مضامين و شعارهاى اصلى دعوت را نگاه داشتهاند .
تحريفكنندگان نيز ، پيوسته دلايل و شواهد و زمينهها و عناوين تازهاى مىجويند و مىيابند ، تا اين انحرافات را توجيه كنند .
از اين رو ، اسلام ، اصل « توقيفى بودن عبادت » را اتّخاذ كرده ، و اين مطلب را تثبيت و تأكيد نموده كه عبادت شيوهء معيّنى دارد كه خداوند سبحان پيش روى انسان نهاده است تا انسان به واسطهء آن گرايش و احساسات دينى خود را قالبريزى كند ، و ارتباط خويش را با خداوند متعال سر و سامان دهد . در حوزهء عبادت خدا ، درست نيست كه انسان به هر گونه كه مقتضاى تمايلات يا رأى شخصى اوست در جهت تعبير و تفسير اين رابطه و اين پيوند انسان با خدا ، عمل كند . راز همهء اين مطالب در اين است كه ماهيت رابطه ميان خداوند متعال و
هامش
( 1 ) حجرات / 14