بيمار دلان ضعيف النفس و هواداران سست ايمان ، و ساده لوحان و مردمان نابخرد .
هنگامى كه قرآن به انواع رويارويىها و شيوههاى مختلف آن در اين داستان اشاره مىكند ، ما خودمان را در برابر همان واقعيّتهاى اجتماعى مىيابيم كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مسير دعوت خويش ، با آنها مواجه بودهاند ، درست با همان شيوهها و همان انواع و اقسام . چنان كه گويى داستان موسى عليه السّلام تعبير و تفسيرى است از سير تحول دعوت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و دردها و رنجهايى كه در مسير دعوت خويش متحمّل مىشده است . همين نكته مىتواند بهترين تفسير و توجيه باشد براى آن كه داستان موسى عليه السّلام تا اين اندازه ، به تفصيل در قرآن كريم آمده است .
4 ) انحراف در عبادت
يكى از موضوعات مهمّى كه داستان حضرت موسى عليه السّلام به آن پرداخته است ، كژ روى و انحراف در عبادت است . بنى اسرائيل و ديگران ، چنان كه از طاعت و انقيادشان در برابر حضرت موسى عليه السّلام برمىآيد ، به او و دعوت او ايمان آورده بودند . امّا ، اين ايمان ، در واقع به آن شعارهاى كلّى مربوط مىشد كه حضرت موسى عليه السّلام مطرح كرده بود ، و معناى ايمان ايشان ، آن نبود كه محتواى اصيل شعارهاى دعوت را با همهء معانى دقيق آنها در مىيافتهاند .
كه اگر در مىيافتند ، آن ايمان آگاهانه مىتوانست ايشان را از دنباله روى افكار بت پرستانهء ديگر مانع گردد . از اين روست كه مىبينيم ، درست وقتى از عذاب فرعونيان و تعقيب فرعون با آن معجزهء موسايى رهايى يافتند ، بسيارى از رسوبات بتپرستى و انديشههاى انحرافى ، كه تحت تأثير محيط زندگى خود در جامعهء فرعونى مصر ، در ذهن انباشتهاند ، بر افكار و احساسات و استدلالهاى عقلى آنان حاكم است .
وقتى مىگوييم افكار انحرافى بر خردها و دلهاى آنان چيره گرديده بود ، به اين معنا نيست كه آنان از شعارهاى پيشين خود ، يا مدلول آن شعارها تنزل نموده ، يا از عقيدهء توحيدى خويش دست برداشته بودند ، بلكه به اين معنا است كه اينك مفهوم و مدلول آن شعارها را به گونهاى مىفهميدند كه با اين شيوهء عملى منحرف كه پيش گرفته بودند ، همخوانى داشت .
گوساله در نظر آنان عبارت بود از مجسّمهء خدايى كه موسى عليه السّلام به سوى او دعوت كرده بود ؛