تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢

2 ) روشها و دلايل دعوت

بىشك ، اعتقاد به يك دعوت الهى دو جنبه دارد : يكى ، جنبهء الهى ، كه عبارت است از ايمان به وجود خداوند متعال و وحدانيّت و صفات او ؛ كه اين جنبه را مىتوان با تكيه بر خرد و دليل و برهان ، باز شناخت . ديگرى ، عبارت است از جنبهء ارتباط صاحب دعوت ( رسول خدا ) با خداوند سبحان ، و تسليم او در برابر امر خداوند متعال . كه اين جنبه را شايد نتوان ، على الاصول ، جز از طريق معجزات اثبات كرد . « 1 » زيرا ، معجزه در واقع پاسخگويى اين نياز در رابطه با اين جنبه از دعوت است . چنان كه در بحث معجزه ، اين مطلب را توضيح داديم . بر خلاف جنبهء اوّل ، كه براى بازشناسى و اعتقاد به آن جنبه ، مىتوان بر دلايل و براهين منطقى و وجدانى تكيه كرد . بر همين پايه ، پيامبران الهى اين ادلّهء وجدانى را در راستاى گفتگو با مردم در مسير دعوت به سوى خدا و توحيد الوهيّت ، واننهادند ، و به معجزات ، بر مبناى آن كه تنها دليل براى اثبات نبوّتشان باشد ، اكتفا نكردند . البتّه ، ما منكر تأثير فراوان معجزه در جنبهء اوّل اثبات عقيده نيز نيستيم . در داستان موسى عليه السّلام نيز ، در موضوعاتى كه داستان پيرامون آن سخن گفته است ، اين شيوه‌هاى بيان و اين دلايل و براهين را مىبينيم و مشاهده مىكنيم كه در مواضع متعدّد ، داستان بر اين ادلّه و براهين تأكيد دارد . چنان كه در گفتگوى حضرت موسى عليه السّلام با فرعون ، علاوه بر معجزات ، برخى دلايل و براهين نيز وجود داشته‌اند . حتّى ، مشاهده مىكنيم كه اين گفتگو ، يعنى گفتگو با خرد و وجدان ، ابتدا و پيش از آن كه حضرت موسى عليه السّلام به هر دليل ديگرى استفاده كند ، و هر معجزهء ديگرى بياورد ، در داستان موسى عليه السّلام مطرح شده است . زيرا ، توالى منطقى تفكّر و تأثير پذيرى ، چنين روندى را مىطلبيد . پيامبر ، در آغاز كار ، عقل و وجدان مردم را مخاطب قرار مىدهد ، آن گاه پس از آن ، در جهت شكستن اين سدهاى روانى و روحى ، كه عقل و وجدان مردمان را از فهم و درك
هامش
( 1 ) گاه ، در بعضى موارد ، همان گزارش پيامبر ، كه انسانى است خردمند و مورد وثوق و در سطح عالى كمال ، براى تصديق او و ايمان آوردن مردم به او كفايت مىكند ؛ امّا ، اين امر نمىتواند عموميّت داشته باشد . زيرا ، ممكن است آن پيامبر در معرض اتّهام قرار گيرد ؛ و به همين جهت است كه پيامبران نياز به معجزه دارند .