در حوزهء واقعيّتهاى درونى و روانى انسانها ، ماجراى ورود به سرزمين مقدّس و ديگر اشارات قرآنى را داريم كه ضعف و ستمپذيرى و ترس و بزدلى را در وجود اسرائيليان نشان مىدهند .
بنابراين ، مشخّصهء اصلى اين مرحله ، ظهور و بروز اختلافات متعدّد با انواع گرايشها و انگيزهها ، و رنجها و دردهاى حضرت موسى عليه السّلام در ارتباط با اين اختلافات است . البتّه اين پديدهها از جمله لوازم جامعهاى هستند كه عقيدهاى نوين و نظامى جديد مىخواهد در آن حكومت كند .
در اين ميان ، حضرت موسى عليه السّلام را در عرصهء همهء اين گونه اختلافات ، رهبرى خردمند و فرزانه و پيامبرى دلسوز و مهربان ، مىيابيم كه در ارتباط با خروج آنان از دين الهى ، چنان كه در ماجراى گوسالهپرستى پيش آمد ، بر قوم خويش سخت مىگيرد ، و در ارتباط با مسايل ديگر ، نسبت به آنان نرمش نشان مىدهد و از خداوند سبحان براى آنان طلب رحمت و مغفرت مىكند . چنان كه در ماجراى ميقات پيش آمد .
دوم ، موضوعات كلّى داستان
در ارتباط با جنبهء ديگر مطالعهء داستان ، مىبينيم كه قصّهء حضرت موسى عليه السّلام در قرآن كريم ، از شش موضوع اصلى ذيل سخن به ميان مىآورد :
1 . بعثت حضرت موسى عليه السّلام و معجزات ايشان .
2 . اسلوبها و دلايل دعوت .
3 . رويارويى با كافران به دعوت ، يعنى فرعون و پيروانش .
4 . انحراف در عبادت .
5 . زندگانى شخصى موسى عليه السّلام .
6 . اوضاع كلّى ملّت اسرائيل .
اين موضوعات اصلى متعدّد ، در مواضع مختلف قرآن و در جاى جاى آن ذكر شده ؛ و شايسته است ، در اينجا به اهداف كلّى مورد نظر قرآن كريم از يادآورى به اين موضوعات و تأكيد بر آنها نيز اشاره كنيم ، و به بيان مهمترين موضوعات داستان موسى عليه السّلام بپردازيم .