شيوههايى كه وى براى دعوت فرعونيان به كار گرفته است ، و در راستاى هدايت قوم خود ، كوشيده تا از بعد عاطفى بر آنان تأثير بگذارد و آنان را نسبت به سرنوشت امّتهاى پيشين ، و عذابهاى دردناكى كه بر اثر كفر و عنادشان در انتظار آنان است ، يادآور سازد . در برابر مؤمن آل فرعون نيز ، فرعون را نشان مىدهد كه سخت در جهل و گمراهى خويش غوطهور است ، و به هيچ روى دست بردار نيست ، و حتّى مىخواهد سر بر آسمانها كشد ، تا مگر به خداى موسى عليه السّلام دسترسى پيدا كند ! بر اين پايه مىتوانيم نتيجهگيرى كنيم كه :
داستان در اين فراز ، در جهت توضيح پيرامون سرنوشت و سرانجام مجادلهگران در آيات الهى مطرح شده است ، و به مناسبت ، تفاوت ميان اسلوب و شيوهاى كه داعيان آسمانى پيش مىگيرند ، با اسلوبها و شيوههايى كه مجادلهگران و كافركيشان پيش مىگيرند ، روشن گرديده ؛ و تأكيد بر آن رفته است كه بر اين كافران و مجادلهگران تا زمانى كه حجّت بر آنان تمام نگردد ، عذاب نازل نخواهد گرديد .
نتيجهء ديگر اين كه هدايت و حجّت الهى به آن اندازه روشن است كه حتّى آن اشخاصى كه در محيطهاى ويژه و بستهء صاحبمنصبان و رفاهزدگان به سر مىبرند ، يعنى همان وضعيّتى كه مؤمن آل فرعون در آن به سر مىبرد ، مىتوانند به آن هدايت بپيوندند . همچنين ، آيات بر اين نكته تأكيد دارند كه انسان هيچ گاه نبايد نقشى را كه در جهت هدايت ديگران دارد ، فراموش كند ، و بايد آن را يك مسؤوليّت شرعى و انسانى بشناسد ، كه بر عهدهء همگان است ، حتّى اگر شخص هدايتگر خود در ميان گمراهان بهسر برد ، درست مانند مؤمن آل فرعون .
در اين بيان قرآنى از اين قسمت از داستان حضرت موسى عليه السّلام ، در آميختگى رحمت و غفران الهى با شدّت عذاب و سختى انتقام او نيز مشهود است :
غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ ، شَدِيدِ الْعِقابِ ، ذِي الطَّوْلِ ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
« 1 » .
خداوند سبحان ، آيات و دلايل و براهين خود را در دسترس خردها و بينشهاى بندگانش قرار مىدهد ، و وسايل مختلفى در جهت هدايت آنان به كار مىگيرد ، بدون آن كه عنصر
هامش
( 1 ) مؤمن / 3