غالب در دادههاى بشرى ، ارتباطى به برترى و امتياز و تقرّب اشخاص به خداوند متعال ندارد ؛ بلكه عكس قضيّه صحيح است :
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ
« 1 » .
ظاهر معناى اين آيهء شريفه اين است كه اگر خوف آن نبود كه همهء مردم در كفر و كافرى يكپارچه و يك سخن شوند ، ما براى كسانى كه به خداى رحمان كافر شوند ، چنين و چنان مىكرديم ؛ و چه بسا ، اين قرار است ما به ازايى باشد براى خسران و عذاب هميشگى آنان در سراى آخرت ، كه : « الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر » « 2 » .
اين فراز از داستان موسى عليه السّلام در قرآن كريم ، در اين سوره جايگزين شده است تا يك مثال واقعى براى اين حقيقت مذكور و در برابر طرز تفكّر هميشهء انسانها باشد . اين مثال ، عبارت است از موضعگيرى فرعون در برابر دعوت حضرت موسى عليه السّلام . رسالت الهى بر عهدهء شخصى بينوا و آواره نهاده شده است كه قوم او تحت فشار فرعون و فرعونياناند ، و نقطهء مقابل او ، فرعون ثروتمند است و صاحب اموال بيكران .
مؤيّد اين نتيجهگيرى ، آن است كه اين مقطع در مقام جلوه دادن برخورداريهاى فرعون از ثروت و حكومت و داراييهاى گوناگون است ، در برابر موسى عليه السّلام كه فاقد هر گونه موقعيّت اجتماعى - و به قول فرعون ، « مهين » - مىباشد . در ديگر مواضع بيان داستان موسى و فرعون در قرآن كريم ، مشابه اين موضعگيرى از سوى فرعون در برابر حضرت موسى عليه السّلام مشاهده نمىشود .
بنابراين ، تكرار داستان موسى عليه السّلام در ارتباط با اين مقطع ، علاوه بر آن كه يك منظور دينى را جامهء عمل مىپوشاند ، سياق آيات در اين سورهء قرآنى آن را ايجاب كرده است .
موضع هفدهم
آيات سورهء ذاريات :
هامش
( 1 ) زخرف / 33
( 2 ) من لا يحضره الفقيه ، 4 / 363