يك قانون عمومى و فراگير است كه منشأ آن ، عوامل شخصى و درونى و اجتماعى ديگر است ، و هيچ يك از رسالتهاى پيشين ، از اين قانون بيرون نبودهاند .
هدف دوم : فرجام كار ، از آن بندگان صالح خداوند است ، آناناند كه وارثان زمين خواهند بود ؛ و به خاطر جلب توجّه به اين هدف ، كه گاه طىّ بررسى كلّى داستانها و مرور سراسرى و يكجاى آنها ، از دست مىرود ، و نيز به خاطر تأكيد بر آن ، داستان موسى عليه السّلام با تفصيل بيشتر آمده است ، تا بر اين جنبه هر چه بيشتر تأكيد بنهد .
پديدهء تكرار داستان را نيز ، در ارتباط با اين مقطع ، مىتوان با يكى از دو عامل ذيل يا با هر دوى آنها تفسير كرد :
عامل اوّل : تأكيد بر آن هدف و منظورى كه قرآن كريم از همين داستان در سورهء طه داشت ، كه عبارت است از تسكين آلام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و آرامش بخشيدن به آن حضرت ، كه پيش از اين تحت عنوان دومين عامل ايجاب كنندهء تكرار در قرآن كريم به آن پرداختيم .
عامل دوّم : آن كه اين داستان يك هدف دينى جديد را نشانه گرفته كه عبارت است از تبيين و تصوير برداشت كلّى اسلام ، از طبيعت موضعگيرى مشركان در برابر رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بيان اين كه موضعگيرى عمومى مردم در برابر همهء رسالتهاى آسمانى چنين است ؛ كه اين نيز نخستين عامل ايجاب كنندهء تكرار است ؛ چنان كه پيش از اين ديديم .
ضمنا ، داستان ، در اين فراز نيز ، شيوه و اسلوبى را براى بيان برگرفته است كه با اهداف و مقاصد آن همخوانى دارد . چنان كه جنبههاى مشخصّى را از زندگانى حضرت موسى عليه السّلام برگزيده ، و آن جنبهها را نيز ، به گونهاى خاص ارائه كرده است كه به اين اهداف مورد نظر منتهى مىشوند . مثلا ، مىبينيم كه گزارش داستان ، در مرحلهء عبور از دريا پايان مىپذيرد ؛ يا آن كه مىبينيم شيوهء گفتگويى را كه موسى و هارون عليهما السّلام در برابر فرعون پيش گرفتهاند مورد تأكيد قرار مىدهد .
موضع سيزدهم
آيات سورهء نمل ، كه با اين آيهء شريفه شروع مىشوند :
إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ