تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
بنى اسرائيل از فرمان هارون . بر اين پايه ، مىتوانيم چنين نتيجه بگيريم كه : اوّلا ، داستان ، در اين مقطع ، در اين راستا مطرح شده است كه دردها و رنجهاى پيامبران را در مسير دعوت به سوى خدا به عنوان بازتاب طبيعى عظمت مسؤوليّت آنان جلوه دهد ؛ و مشكلاتى را كه در برابر خود داشته‌اند ، بنمايد . و به گونه‌اى خاص ، به رنجهاى درونى پيامبران اشاره كند . گواه اين مطلب آن است كه داستان ، بر موقعيتهايى كه عكس العمل‌هاى پيامبر خدا در آنها آشكارتر است ، تأكيد مىنهد ، و در عين حال ، بر نعمتها و الطاف الهى نيز نسبت به فرستاده‌اش در گيرودار رويارويى با مردم ، تأكيد مىكند ، و همين كه نقش عكس العمل‌هاى درونى در يك مرحله از داستان باز نموده مىشود ، به نمايش نمونه‌اى ديگر از همين دست ، منتقل مىشود ، و در صحنه‌هاى ديگر داستان ، كه چنين خصوصيتى را ندارند ، هيچ درنگ نمىكند . چنان كه مثلا از صحنهء عبور از دريا ، ناگهان به صحنهء ميقات منتقل مىگردد . نيز ، هنگامى كه اين گزارش طولانى از داستان موسى عليه السّلام را در اين مقطع ، با گزارش طولانى پيشين كه در سورهء اعراف آمده بود ، يا با گزارش طولانى سومى كه در سورهء قصص خواهد آمد ، مقايسه كنيم ، مىبينيم كه اين مقطع ، در آن ميان ، تنها مقطعى است كه با اين شرح و تفصيل ، جلوه‌هاى مختلف شخصيت فرستادهء خدا حضرت موسى عليه السّلام را مورد تأكيد قرار مىدهد . ثانيا ، آن عاملى كه اين شيوهء خاصّ ارائهء مطلب و تصوير صحنه‌هاى داستان را ايجاب كرده است ، و همچنين ، تا حدودى باعث تكرار گزارش رويدادهاى داستان شده است ، عبارت است از سخن گفتن خداوند متعال با رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله در مقام تخفيف آلام و شكنجه‌هاى درونى آن حضرت كه در مسير دعوت گرفتار آنها بوده‌اند . بررسيهايى نيز كه در مورد اوّل و مورد دوم ذيل آيات اين مقطع داشتيم ، بر اين مطلب دلالت دارند . چنان كه ديديم قرآن كريم ، در اين مقطع از داستان موسى عليه السّلام ، فاش ساختن پيوند محكمى را ميان رنجهاى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مسير دعوت اسلام ، و رنجهاى پيامبران پيشين وجود دارد ، هدف قرار داده است :