مؤمنان و رسولان او و تصديقكنندگان انبياى الهى و سرنوشت باطلگرايان و افترازنندگان بر خداوند سبحان و تكذيب كنندگان رسولان خدا به عمل آورده ، مطرح شده است :
الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ . لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ ، لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ، ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ . . .
قُلْ : إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ . مَتاعٌ فِي الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذابَ الشَّدِيدَ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ
« 1 » .
ثانيا ، اين مقطع از داستان ، پس از اشاره به داستان نوح عليه السّلام و قوم وى ، و به دنبال آن نگاهى كلّى به زندگينامه و كارنامهء پيامبران الهى پس از نوح عليه السّلام و موضعگيرى اقوام آنان در برابر ايشان ، آمده است .
ثانيا ، اين مقطع ، از تفاصيل داستان ، جز به آن مواردى كه به موضعگيرى فرعون و درباريانش در برابر حضرت موسى عليه السّلام ، و سرنوشتى كه به موجب اعراض از دعوت موسى عليه السّلام و تكذيب آن حضرت در انتظار آنان بود ، نمىپردازد . البتّه ، فرجام نيك بنى اسرائيل را نيز به دنبال آن رنجهاى متمادى در آن جامعهء فرعونى ، مورد اشاره قرار مىدهد .
با توجه به ملاحظات فوق ، مىتوانيم نتيجه بگيريم كه :
داستان ، در اينجا ، تنها به خاطر تأييد و تصديق آن حقيقتى كه قرآن كريم ، مبنى بر مقايسهء سرنوشت اهل ايمان ، با افترازنندگان بر خداوند سبحان ، در اين سوره و در اين سياق بيان كرده ، عنوان شده است .
از اين گذشته ، اين روند كلّى در اين سوره ، و سياق سراسرى آيات آن مىباشد كه ايجاب كرده است داستان موسى عليه السّلام با تفصيل نسبى مطرح شود ؛ زيرا داستان موسى عليه السّلام است كه مىتواند با تفاصيل خود ، رويارويى دو گروه متخاصم را كاملا نشان بدهد : يك گروه ، مؤمن به موسى عليه السّلام ؛ و گروه ديگر ، كافر به دعوت وى ؛ كه همواره اين دو گروه با يكديگر درگيرند ، و بالاخره ، غلبه از آن مؤمنان بر كافران است . بر خلاف داستانهاى ديگر انبيا ، كه همواره در قرآن كريم بر اين مبنا مىآيند ، كه جز عدّهء معدودى از مردم زمانشان به آنان ايمان نمىآوردهاند ، و عذاب الهى بر آن قوم را به طور عمومى فرود مىآمده ؛ و بنابراين ، آن نمونه
هامش
( 1 ) يونس / 63 - 70