تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
حوادث بسيارى را برمىشمرند ، در گزارش وقايع ، از آغاز بعثت و دعوت حضرت موسى عليه السّلام آغاز مىكنند ، و سرگذشتهاى هر مرحله از دعوت وى را نيز در حدود برخوردهاى فرستادهء خدا با عوامل متخاصم خارجى ، يعنى فرعون و درباريانش ، و نيز با مخاطبان و طرفهاى داخلى ، يعنى بنى اسرائيل ؛ و در چارچوب بيان كيفرها و عقابها و شكنجه‌هايى كه بر مكذّبان و منحرفان فرود آمده است ، به رشتهء بيان كشيده‌اند . چهارم اين كه ، اين مقطع از داستان ، در كنار بازگو كردن حوادث و وقايع ، به برخى مفاهيم كلّى اسلامى و سنّتهاى تاريخى نيز پرداخته است . مانند بيان اهميّت « صبر » و تأكيد بر آن ، معرّفى « پرهيزگاران » به عنوان « وارثان » جهان ، و نيز بيان اين كه رحمت خداوند متعال فقط شامل كسانى مىشود كه تقوا پيشه و زكات دهنده بوده و به آيات الهى و فرستادهء خدا ، پيامبر امّى ، كه وصف او را در كتب آسمانى خويش مىيابند ، ايمان دارند . بر پايهء اين تأمّلات ، مىتوانيم نتيجه بگيريم كه : اين فراز از داستان كاملا با روند كلّى بيان قصّه در قرآن كريم همخوانى دارد ، و تمامى اهداف قصّه‌گويى در قرآن را كه در جاى خودش مورد بحث قرار داديم ، تحقّق مىبخشد ؛ در عين حال ، از فرصت مناسبى نيز كه براى تأكيد و تثبيت مفاهيم كلّى اسلامى به دست آمده ، غفلت نكرده است ، و آن را با هدف كلّى قرآن در تعليم و تربيت انسانها هماهنگ مىگرداند . همچنين ، سياق اين آيات ، به طور خاصّى بر نبوّت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله تأكيد مىورزند ؛ چنان كه گويى اين آيات با اين همه تفصيل ، آمده‌اند تا پيوند و ارتباط اين رسالتها و دعوتهاى آسمانى را با يكديگر و ارتباط همهء آنها را با اين نهايت و خاتمه ، محقّق گردانند ، و تأكيد كنند بر اين كه همهء اين مفاهيم و سنّتها و اهداف كه با آن رسالتهاى پيشين همراه بوده است ، در پايان كار ، در پيروى از رسالت اسلام تحقّق خواهد يافت :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ ؛ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ . . .
« 1 » . يك نكتهء ديگر نيز در اين مقام ، شايان اشارت است ، و آن اين كه قرآن كريم ، معمولا ، به
هامش
( 1 ) اعراف / 157