ارزيابى تفسير در عصر صحابه و تابعين « 1 »
اينك كه مىخواهيم دستاورد اين مرحله از تاريخ تفسير قرآن كريم را برآورد و ارزيابى كنيم ، شايسته است كه چكيدهء بحثهاى پيشين را فراروى خويش داشته باشيم . بويژه در ارتباط با آمادگيها و تواناييهاى شخصى صحابه و تابعين . زيرا ، معرفت تفسيرى اين دوران ، طبيعتا ، تحت تأثير ويژگيهاى اين آمادگيها و تواناييها خواهد بود ؛ چرا كه داده و فرآوردهء آنهاست .
نخست ، جنبهء فكرى ؛
منظور اين است كه دريابيم صحابه تا چه اندازه از فرهنگ اسلامى پايه و مايه داشتهاند ، و تا چه اندازه در برابر فرهنگ اسلامى خود را مسئول مىديدهاند ، و نسبت به اين مسئوليت آگاهى داشتهاند ، و راه و روشهاى حمايت از فرهنگ اسلامى را مىدانستهاند .
دوم ، جنبهء روحى ؛
منظور اين است كه ( صحابه ) تا چه اندازه در درون خويش با فرهنگ اسلامى داد و ستد داشتهاند ، و تا چه اندازه با فرهنگ اسلامى آميزش وجدانى و روحى ، و به صحّت آن ايمان ، و نسبت به آن اخلاص داشتهاند .
در اين ارتباط ، پيش از اين ديديم كه صحابه ، در نگرش به جنبهء اوّل ، انديشهاى ساده و بسيط داشته ، و اين به خاطر آن بوده است كه رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله براى آمادهسازى عموم صحابه به منظور رهبرى جريان اسلامى به صورت اصلى برنامهريزى نفرموده بودند . زيرا ، در مجموع ، اوضاع و شرايط براى انجام پذيرفتن چنين منظورى با آن حضرت مساعدت نداشت . به همين خاطر بود كه آن حضرت رهبرى سياسى و فكرى را به اشخاص معيّنى كه آنان را براى اين مأموريت و وظيفهء رهبرى آماده ساخته بودند ، محوّل فرمودند و اين گروه
هامش
( 1 ) وقتى به بررسى تفسير در عصر صحابه مىپردازيم ، فراموش نكنيم ، براى پيشگيرى از آن كه بعضى خوانندگان به اشتباه افتند ، دو مسأله را مورد تأكيد قرار دهيم :
اوّلا ، ما صحابه را بر پايهء سطح عمومى فرهنگى كه اين رجال اسلامى از آن بهرهمند بودهاند ، و روح زمان را از نظر فكرى و اجتماعى باز مىنمايد ، بررسى كنيم ؛ و اين وجود برخى رجال در ميان صحابه و تابعين كه از درجاتى متفاوت و عالى در آگاهى و دانايى و اخلاص برخوردار بودهاند را نفى نمىكند .
ثانيا ، به رغم همهء نقاط ضعفى كه معرفت تفسيرى در عصر صحابه و تابعين از آنها رنج مىبرده است ، نمىتوانيم خدمات عظيم اين رجال اسلامى و دادهها و فرآوردههاى عنايت ايشان به معرفت تفسيرى را - كه از آن روز تا به امروز و در عصر حاضر ، الهام بخش بسيارى از مكاتب تفسيرى بودهاند - انكار كنيم .