تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
اين روايت براى ما مدلّل مىسازد كه صحابه تا چه اندازه ناخوش مىداشته‌اند كه در مسايل دشوار عقلى در ارتباط با فهم و تفسير قرآن كريم وارد شوند ؛ زيرا بحث دربارهء متشابهات داراى يك كليشهء عقلى بود نه لغوى . « 1 » همين مطلب را از همهء نصوص وارد شده در باب نهى از تفسير قرآن به رأى يا تفسير قرآن به طور مطلق ، « 2 » مىتوانيم بفهميم . زيرا ، شك نداريم در اين كه صحابه به كار تفسير مىپرداخته‌اند و در حدود حلّ دشواريهاى لغوى و تاريخى آيات و عبارات قرآن به تفسير قرآن دست مىزده‌اند ، و اين تفسير آنان در محدودهء اين حدود ، نه « تفسير قرآن به رأى » بود و نه « قول به غير علم » ؛ و موردى براى شكّ و نهى ، جز روياروى شدن با قرآن به گونه‌اى عميق‌تر كه با طبيعت آن مرحله سازگار نبوده ، و در محدودهء شرح و بيان لغوى و زبانى قرآن نمىگنجيده است ؛ نمىماند . بر همين پايه ، ما مىتوانيم ، هر كوشش تفسيرى ديگرى را كه به صحابه نسبت داده شود ، و در حدود اين نگرش لغوى و زبانى و جنبه‌هاى مختلف آن نگنجد ، و اين مشخّصات و كليشه‌هايى را كه باز شناختيم نداشته باشد ، مورد تشكيك و ترديد قرار دهيم . بنابراين ، معقول خواهد بود كه در ارتباط با صحّت انتساب تفسير مشهور ابن عبّاس براى سورهء نصر ، به وى ، آن گاه كه مىكوشد معنايى را بر سورهء نصر تحميل كند ، كه بيش از كشش لغوى مضمون آن است ، و اشاره به « فتح » را در اين سخن خداوند
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
هامش
( 1 ) نام اين شخص ، ابن صبيغ نبوده است ، بلكه نام وى ، صبيغ بن عسل تميمى است . سؤال وى نيز در باب متشابهات قرآن نبوده است ، بلكه معناىوَ الذَّارِياتِ ذَرْواًرا مىپرسيده است ( نقش ائمّه در احياء دين ، 6 / 117 ) كه يك بحث تفسيرى لغوى است ، و اگر به آيهء شريفهء. . . فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ . . .( كهف / 45 ) مراجعه كنيم ، تفسير لفظىوَ الذَّارِياتِ ذَرْواًرا در خواهيم يافت . چنان كه خليفه عمر بر سر منبر اين آيات را قرائت كرد :فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا . وَ عِنَباً وَ قَضْباً . . .وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا. آن گاه گفت : همهء اينها را فهميديم ؛ امّا « ابّ » چيست ؟ آن گاه چوبدستىاى را كه در دست داشت افكند و گفت : سوگند به خدا اين تكلّف است ! چه اشكالى دارد كه تو ندانى « ابّ » يعنى چه ؟ ! هر آنچه از هدايت كتاب خدا برايتان مبيّن گرديد ، پيروى كنيد و به آن عمل كنيد . و هر آنچه را كه درنيافتيد به صاحبش واگذاريد ( الدرّ المنثور ، 6 / 317 ) ؛ همچنين وقتى از او پرسيدند : و فاكهة و ابّا » يعنى چه ؟ با تازيانه با آنان مواجه گرديد ( الدرّ المنثور ، 6 / 317 ) ؛ در حالى كه تفسير هر دو كلمه « فاكهه » و « ابّ » در آيهء بعدى آمده است :مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ( عبس / 32 ) . ( 2 ) براى اين روايات ، ر . ك . ترمذى ، 11 / 68 .