بخش سوم 3 تفسير در عصر صحابه و تابعين
ماهيت تفسير در اين دوران
طىّ بحث پيشين ، ديديم كه علم تفسير در عصر صحابه شكل گرفت و اعلام وجود كرد ، و در عصر تابعين به نحو مشهودى تحوّل يافت . با وجود اين ، براى دست يافتن به ابعاد تفسير در اين دوران ، نيازمند آنيم كه با ماهيت كلّى تفسير در اين دوران و منابع اصلى آن ، آشنا شويم ، و به نقد و ارزيابى اين دوره از تاريخ تفسير قرآن كريم بپردازيم .
مىتوانيم به قطع بگوييم ، پديدهاى كه در اين مرحله تفسير را در بر مىگيرد ، برخورد قرآن كريم با يك مشكل لغوى و تاريخى است ؛ و براى آن كه ماهيت اين مرحله از تفسير را بيشتر درك كنيم ، ناگزير بايد ببينيم « مشكل لغوى و تاريخى » چه معنايى مىتواند داشته باشد .
در زبان ، و بويژه زبان عربى ، عوامل مختلفى در مشخّص گردانيدن معناى كلام دخالت دارند ، كه مىتوانيم آنها را در چند مورد زير خلاصه كنيم :
الف ) وضع لغوى الفاظ ؛ در لغت ، براى هر لفظى در كنارش معنايى خاصّ و معيّن براى آن لفظ وجود دارد .
ب ) قرائن لفظى داراى تأثير خاص بر وضع لغوى الفاظ ، كه موجب دور گردانيدن و جدا ساختن لفظ از معناى حقيقىاش مىگردد ؛ اين همان پديدهاى است كه در استعمالات