تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
شرط سوم : مفسّر بايد ناگزير بكوشد كه تا بالاترين درجهء ممكن ، با قرآن درآميزد . منظور ما از آميختن با قرآن اين است كه نصّ قرآنى را بخواند و مطالعه كند ، و معناى آن را الهام بگيرد ، بدون آن كه هيچ قيد قبلى از رويكردى معيّن كه از خود قرآن الهام گرفته نشده باشد ، به خود بگيرد ؛ همچنان كه بسيارى از ارباب مذاهب كه مىخواهند در تفسير خود نصّ قرآن را تابع عقايد خودشان گردانند ، چنين مىكنند . هدف آنان از مطالعهء نصّ قرآن اين نيست كه رويكرد آن را كشف كنند ؛ بلكه مىخواهند رويكرد مذهبى و گروهى خودشان را بر بيان قرآن تحميل نمايند ، و لذا پيوسته مىكوشند تا آيات قرآنى را در چارچوب عقيدتى خاص خود بفهمند . اين « تفسير » نيست ، بلكه كوششى است در راستاى توجيه يك مذهب و يك نظريّه ، و تطبيق دادن آن با نصّ قرآنى . به اين جهت ، يكى از مهمترين شروط مفسّر اين است كه به آن درجه رسيده باشد كه بتواند با قرآن در آميزد ، و خود قرآن را قاعده و مبنايى براى پديد آوردن هر چارچوب مذهبى و نظرى قرار دهد ، نه آن كه رويكرد مذهبى و نظرى خويش را كه از پيش مشخّص و معيّن ساخته است ، قاعده و مبنايى براى فهم قرآن . شرط چهارم : مفسّر ناگزير بايد يك طرح و برنامهء عمومى براى تفسير خود داشته باشد ، كه در آن از روى كوشش علمى ، شيوهء تفسير خود را معيّن و مشخّص كرده ، و همچنين مسايلى را كه براى اثبات و استدلال به كار خواهد برد ، و ميزان اعتماد خود بر ظهور لفظ و نصوص سنّت ، و بر اخبار آحاد ، و نيز بر قرائن عقلى در تفسير نصّ قرآن معلوم گردانيده باشد ؛ زيرا در هر يك از اين امور و مسايل اختلاف نظرهاى علمى و نگرشهاى متعدّد وجود دارد ؛ بنابراين دست‌اندركار تفسير شدن بدون بررسى دقيق آن اختلاف نظرهاى علما ، امكان ندارد ؛ و در نهايت ، مفسّر مىبايد از اين مطالعه و تحقيق ، با نگرشهايى مشخّص و معيّن بيرون بيايد ، كه يك برنامهء عمومى را براى او تشكيل دهد ، و معلوم كند كه تفسير وى در چه مسيرى سير خواهد كرد ؛ و از آنجا كه اين اختلاف نظرهاى علمى در تفسير به گوشه‌هايى از اصول و كلام و رجال و غيره مربوط مىشوند ، بر مفسّر ، به هنگام طرّاحى برنامهء تفسيرىاش ، لازم است آن اختلاف نظرها را به تفصيل مطالعه كند ، تا حضور ذهن و اشراف كافى بر دستاوردهاى آن علوم به دست آورد .