تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
از اين رو شايسته است ، در مقام مطالعه و گفتگو دربارهء نسخ ، نگاهى نيز بر مسألهء « بداء » بيفكنيم ، تا بتوانيم موضع خود را در برابر اين مسأله به طور دقيق و واضح روشن كنيم ، و ميزان صحّت اين تهمتهايى را كه بعضى از مسلمانان در ارتباط با قول به بداء متوجّه مذهب اماميّه نموده‌اند ، باز شناسيم . « بداء » را يك بار اين گونه مىفهميم كه خداوند معتقد به امرى بوده ، سپس براى او مكشوف مىگردد كه كار از آن قرار كه اعتقاد وى بر آن بوده ، نيست . مانند آن كه در حكمى مصلحتى ببيند ، آن گاه خلاف آن برايش آشكار گردد ؛ مثل اين كه آفريدن چيزى يا كسى از مخلوقات خويش را نيكو ببيند ، آن گاه خلاف آن برايش روشن شود ؛ اين مطلب مسلّما باطل است ، و احدى از مسلمانان قائل به آن نيست ، و در اين ارتباط اماميّه با ديگر مسلمانان تفاوتى ندارند . حتّى يهود و نصارا نيز آن را انكار كرده‌اند و خداوند را از آن تنزيه كرده‌اند . از طريق ائمّهء اهل بيت عليهم السّلام نيز نصوصى به ما رسيده است كه اين معنا را تأكيد مىكند ، از جمله ، شيخ صدوق قدّس سرّه در اكمال الدين از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : « من زعم انّ اللّه عزّوجلّ يبدو له فى شىء لم يعلمه أمس فابرؤا منه » « 1 » يعنى : هر آن كس چنين پنداشت كه خداوند عزّوجل چيزى براى او مكشوف مىگردد كه ديروز آن را نمىدانسته است ، از او بيزارى جوييد . « بداء » را - بار ديگر - بر مبناى ديگرى مىتوانيم اين گونه بفهميم كه آن نيز نسخى در تكوين است ، و ماهيت آن با ماهيت نسخ تفاوت اساسى ندارد ؛ تنها تفاوت ميان نسخ و بداء در موضوعى است كه نسخ يا بداء در آن واقع مىگردد : « ازاله » و « تبديل » هر گاه در تشريع واقع شوند ، آن دو را « نسخ » مىناميم ، و هر گاه در امور تكوينى از قبيل آفرينش و روزى رسانيدن و صحّت و مرض و غيره باشد ، آن دو را « بداء » مىناميم . شايان ذكر است كه اين طرز تفكّر دربارهء بداء ، ميراث شبهه افكنى يهوديان پيرامون قدرت و فرمانروايى خداوند متعال است ، اين مطلب را قرآن كريم اشاره فرموده و مورد
هامش
( 1 ) در ارتباط با نصوصى كه در موضوع « بداء » مىآوريم ، ر . ك . آيت الله خويى قدّس سرّه ، البيان فى تفسير القرآن ، 270 - 277 .
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 207 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى