تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
تشخيص معناى حقيقى كلمه و بازشناسى آن از معناى مجازى ، در واقع ، به اندازهء تشخيص معناى لغوى « نسخ » كه با خود مسأله ، همراهى و همخوانى دارد ، اهميّت ندارد . در اين ارتباط ، مىبينيم كه « ازاله » سازگارترين معناى لغوى كلمه از نظر همراهى و همخوانى با مسألهء نسخ است كه مىخواهيم به آن بپردازيم . بويژه اگر اين نكته را در نظر بگيريم كه مسألهء نسخ در قرآن كريم همراه با تعبيراتى بيان شده است كه همهء آن تعبيرات با « ازاله » همراهى و همخوانى دارند . هيچ واقعه و رويدادى نيست كه از يك حكم شرعى خالى باشد ؛ بنابراين ، هر گاه حكمى برداشته شود ، ناگزير ، بايد حكم ديگرى جايگزين آن حكم قبلى گردد . در قرآن كريم نيز وقتى در اين آيهء شريفه چنين مىخوانيم :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها . . .
« 1 » ؛ نيز مىخوانيم :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
« 2 » ؛ نيز مىخوانيم :
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ ، بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
« 3 » ؛ درمىيابيم كه « ازاله » همان معنايى است كه مىتواند با « محو » و « تبديل » نيز همخوانى داشته باشد .

ب ) نسخ در اصطلاح :

وقتى كاربردهاى كلمهء « نسخ » را در آثار علماى علوم قرآنى و آثار مفسّرين ملاحظه مىكنيم ، مىبينيم كه اين كلمه مراحل چندى از تحوّل را پشت سر نهاده است ، تا به خصوص معنا و مفهومى كه براى آن آورديم ، رسيده است . اين مراحل از نخستين دورانهاى پيدايش اين عمل آغاز مىگردد . بعضى از صحابه ، عنوان « نسخ » را براى مجرّد مخالفت آيه‌اى با آيهء ديگر از جهت ظهور لفظى اطلاق مىكرده‌اند ، حتّى اگر اين مخالفت از قبيل عموم و خصوص من وجه يا از قبيل تخصيص بوده باشد ، يا آن كه يكى از دو آيه مطلق و ديگرى مقيّد باشد . اين توسّع در اطلاق عنوان « نسخ » مىتواند نتيجهء نوعى توسعه در فهم اصل مسأله نيز باشد . چنان كه مىتواند نتيجهء فهم سادهء بعضى از آيات قرآنى بوده باشد . اختلاف ميان علماى قرآنى در جهت تعيين آيات ناسخ و آيات منسوخ در قرآن نيز از همين مسأله برآمده
هامش
( 1 ) بقره / 106 ( 2 ) رعد / 39 ( 3 ) نحل / 101
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 199 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى