تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
آسمانى ديگر را نسخ كند ، يا در يك شريعت آسمانى ، حكمى از احكام آن را ، حكم ديگرى از همان شريعت نسخ كند . امّا ، يك تفاوت اساسى ميان نسخ و تشريع الهى با نسخ در قانونگذاريها و تشريعات قراردادى وجود دارد ، و آن اين است كه نسخ در تشريع الهى ، هر گاه صورت بگيرد ، از پيش ، وقوع آن نسخ در شرايط معيّنى و در وقت مشخّصى ، معلوم بوده است ؛ بر خلاف نسخ در قوانين قراردادى بشرى ، كه در بيشتر اوقات كاشف از جهل به واقعيت موضوعى است كه آن قانون براى تدارك آن وضع مىشود ؛ و آن گاه ، زمانى كه معلوم مىشود قانون نتوانسته است آرمانهاى مربوطه‌اش را تحقّق بخشد ، در راستاى تحقّق آن اهداف و آرمانها با قانون ديگرى آن قانون قبلى را نسخ مىكنند . آرى ، در قوانين قراردادى امروزى ، گاه قانون از همان آغاز به شكل موقّت وضع مىشود ، و در انتهاى مدّت زمان اجراى آن ، مانند ديگر قانونهاى موقّت ، پس از حصول يك سلسله تغييرات اساسى در جامعه نسخ مىشوند ، و اين نوع از نسخ ، تا حدود زيادى ، به نسخ در شريعت الهى شباهت دارد ؛ زيرا ، حكم منسوخ ، از همان آغاز صدور از ناحيهء شارع مقدّس ، در واقع ، موقّت بوده است .

نسخ در لغت و اصطلاح

الف ) نسخ در لغت :

« نسخ » معانى متعدّدى دارد كه در كتابهاى لغت آورده‌اند ، و بيشتر بر محور معانى « نقل » ، « ازاله » و « ابطال » دور مىزند . چنان كه گوييم : « نسخ زيد الكتاب » يعنى از آن نسخه‌بردارى كرد ؛ و مىگوييم : « نسخ النّحل » يعنى زنبورها را از يك كندو به كندوى ديگر نقل مكان داد ؛ نيز مىگوييم : « نسخ الشّيب شبابه » يعنى : پيرى جوانى او را از بين برد و جايگزين آن گرديد ؛ و نيز گوييم : « نسخت الرّيح آثار القوم » يعنى : باد ويرانه‌هاى ديار آن قوم را محو كرد و از ميان برد . « 1 » اصحاب لغت كه اين معانى متعدّد را براى « نسخ » ذكر مىكنند ، دربارهء هر يك از اين معانى اختلاف مىكنند كه كدام يك معناى حقيقى كلمهء « نسخ » است ، يا همهء آنها معانى حقيقى اين كلمه‌اند .
هامش
( 1 ) در اين مورد مراجعه كنيد به « لسان العرب » ، 4 / 28 ، چاپ بولاق
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 198 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى