تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
قلبهاى ما را در مقام تصديق آنها بيازمايد . اگر هر آنچه در كتاب خدا آمده ، واضح و روشن مىبود ، به گونه‌اى كه نزد احدى از هوشمندان و كم‌هوشان نسبت به آن شبهه‌اى پديد نمىآمد ، در ايمان به قرآن اثرى از معناى خضوع در برابر فرو فرستاده‌هاى خداوند متعال و تسليم در برابر پيامهاى رسولان الهى مشهود نمىگرديد . « 1 » علّامهء طباطبايى بر اين سخن شيخ محمّد عبده خرده گرفته‌اند به اين كه خضوع نوعى انفعال و عكس العمل مشخّص و معيّن مىباشد ، و يك نوع تحت تأثير قرار گرفتن است از سوى ضعيف در برابر قوى ؛ و اين حالت براى انسان پيش نمىآيد مگر در برابر چيزى كه عظمت آن را درك كند ، يا در برابر چيزى كه به خاطر بزرگى و عظمت آن ، نتواند آن را درك كند ؛ مانند قدرت خداوند ، عظمت خداوند و ديگر صفات او ، كه وقتى عقل با آن روبه‌رو مىشود ، از آنجا كه نمىتواند بر آن احاطه پيدا كند ، به قهقرا باز مىگردد ؛ و هيچ يك از اين دو حالت در مورد متشابه صدق نمىكند ؛ زيرا ، هر چند متشابهات از مسايلى هستند كه عقل به درك آنها قادر نيست ؛ امّا دچار اين غرور هست كه بپندارد آنها را درك مىكند ، و آنجاست كه گاه انسان دچار زيغ مىشود و غرور او را مىگيرد و چنان مىپندارد كه كنه و عمق آنها را درك مىكند ؛ و اينجاست كه تزكيه و تمحيص قلوب با متشابهات مطرح مىگردد ؛ اگر انسان متشابهات را تصديق كرد و در برابر آن تسليم گرديد ، ثابت بر ايمان خواهد بود ، و اگر به غرور گرفتار آمد و در پى بازشناسى تأويل آنها بر آمد ، قلبش دچار « زيغ » گرفتگى و تنگنا و كژفهمى خواهد بود . اين همان است كه قرآن كريم اشاره فرموده و گفته است كه
. . . وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا . . .
« 2 » . پس متشابه چيزى است كه قلبها به واسطهء آن پالايش مىشوند ، و هر كس در قلب خويش بيمارى و زيغى داشته باشد ، در پى فتنه و در پى تأويل آن مىافتد . امّا ، اين تفسير تنها در ارتباط با بعضى از آيات متشابهى سود مىبخشد ، كه از قبيل مفاهيم و مضامين مربوط به عالم غيب بوده باشند ، مانند لوح و عرش و قلم ، كه موضع انسان
هامش
( 1 ) رشيد رضا ، تفسير المنار ، 3 / 170 ( 2 ) آل عمران / 7