امّا از همان آغاز پيدايش تفسير و تدوين علوم قرآنى ، همين كه علماى اسلامى خواستند معناى مراد از دو صفت « محكم » و « متشابه » را در كاربرد دوم ، در آيهء 7 سورهء آل عمران ، مبنى بر اين كه بعضى آيات قرآن محكم باشند و بعضى ديگر متشابه تعيين كنند ، با يكديگر اختلاف نظر پيدا كردند ، و همين اختلاف نظر به پديد آمدن يكى از علوم قرآنى با نام « علم محكم و متشابه » منجر گرديد .
ناگفته پيداست كه وقتى بحث و گفتگو دربارهء فهم معناى قرآنى و مراد الهى از دو كلمهء « محكم » و « متشابه » در اين آيهء كريمه به ميان مىآيد ، بحث در باب يك اصطلاح يا چيزى شبيه به يك معناى اصطلاحى - چنان كه در هنگام بحث دربارهء مراد و معناى « مكّى » و « مدنى » مطرح مىشود - نخواهد بود . زيرا ، در اينجا بحث در راستاى تحقّق بخشيدن به يك منظور مشخّص ، يعنى شناخت آنچه كه خداوند سبحان از اين دو كلمه و از اين دو صفت و عنوان ، اراده فرموده است ، پيش مىرود . « 1 »
با توجّه به استمرار و پيوستگى بحث دربارهء محكم و متشابه ، از نخستين دورانهاى شكلگيرى و تدوين علم تفسير ، و نيز به خاطر اهميتى كه اين بحث از ناحيهء مذهبى دارد ، آرا و نظرات در باب مراد و معناى « محكم » و « متشابه » در اين آيهء شريفه متعدّد گرديده است ؛ تا آنجا كه بعضى از محقّقان ، جمعا 16 رأى و نظر را دربارهء تعريف « محكم » و « متشابه » يادآور شدهاند .
ما نيز اندكى پس از اين ، رويكردهاى اساسى را در مسألهء محكم و متشابه مطالعه ، و به همان اكتفا خواهيم كرد .
ديدگاه مورد نظر ما در مسألهء محكم و متشابه
ماهيت بحث ايجاب مىكند و ما را وامىدارد كه نگرش درست را در تعريف و تعيين معناى مراد از اين دو كلمه يادآور شويم ، تا در پرتو آن ، ميزان درستى ديگر نگرشها و همبستگى و همخوانى آنها با مدلول لغوى و محتواى فكرى آيهء شريفه نيز روشن گردد .
در اينجا بجاست كه آن تقسيمى را كه در بحثهاى پيشين به آن پرداخته بوديم ، بار ديگر به
هامش
( 1 ) مقايسه كنيد با بيان زرقانى در مناهل العرفان ، 2 / 166 .