مىرسيم :
1 . « محكم » از « احكم » و « حكم » اشتقاق يافته است .
2 . « حكم » به معناى « وثق » و « اتقن » مىآيد كه داراى يك بار معنايى وجودى و ايجابى است .
3 . « حكم » به معناى « منع » در مقام مصون نگاهداشتن شيىء از سرايت تباهى و فساد به آن نيز ، مىآيد ، كه يك بار معنايى عدمى و سلبى است .
برخى از محققان در علوم قرآن ، خواستهاند ريشهء « احكام » را با تمامى هم خانوادههاى متعدّد آن : حكم ، حكمة ، حكم ، احكم ، و جز آنها ، به يك معناى جامع براى همهء آنها باز گردانند كه عبارت است از « منع » . « 1 »
ولى ، معناى متبادر از ريشهء كلمهء « احكام » يك معناى وجودى و ايجابى است كه عبارت است از « اتقان » و « وثوق » ، چنان كه تصريح اهل لغت در تفسير اصل اين مادّه به آن اشاره دارد . « منع از سرايت تباهى و فساد » نيز مىتواند يكى از لوازم همين معناى ايجابى « اتقان » باشد . و همين استلزام ، كاربرد اين مادّه را در آن معناى سلبى از باب مجاز ، توجيه مىكند ؛ و اين كاربرد از قبيل « استعمال لفظ موضوع براى ملزوم در لازم » خواهد بود .
ب ) متشابه
صاحب قاموس گفته است :
« شبه » يا « شبه » به معناى « مثل » است و جمع آن « اشباه » . « شابهه و اشبهه » يعنى : همانند او شد . « تشابها و اشتبها » يعنى : هر يك به ديگرى آن چنان شبيه شد كه با يكديگر اشتباه شدند . و « امور مشتبهة و مشبّهة » ( بر وزن معظّمة ) يعنى : مشكل و دشوار . « شبهة » يعنى :
اشتباه و همانند . و « شبّه عليه الامر تشبيها » يعنى : كار را بر او مشتبه
هامش
( 1 ) رجوع كنيد در اين باره به فخر رازى ، التفسير الكبير ، 7 / 179 ؛ زرقانى ، مناهل العرفان ، 2 / 166 ؛ سيّد محمّد رشيد رضا ، تفسير المنار ، 3 / 163 .