بنابراين :
اگر كلام مشهور بر احتمال ثالث حمل شود ، با فتواى مذكور به استحقاق عقاب ناسازگار است ، مگر اينكه بر احتمال اوّل حمل شود كه در اين صورت حين المخالفة نهى فعلى ثابت مىشود و استحقاق عقاب مىآيد .
اين بود شاهدى ديگر بر مخالفت رأى مشهور با رأى صاحب مدارك .
با توجه به مطلبى كه گذشت مقدّمه قبل از وقت ذى المقدمه واجب است يا نه ؟
1 - چنان كه در بالا گفته آمد بنا بر نظر مشهور ، خير ، مقدّمه قبل از وقت ذى المقدمه واجب نيست .
2 - به عقيده برخى از متأخرين از جمله مرحوم مظفر ، مانعى از وجوب مقدّمه ، قبل از ذى المقدمه نيست ، بلكه بايد چنين باشد .
غرض از « و من هنا قد يلتجأ الى ما لا يأباه . . . » چيست ؟
اين است كه : اگر كلام صاحب مدارك نيز بر احتمال سوم حمل شود ، مشمول همين اشكال خواهد شد ، و لذا مىفرمايد :
همانطور كه كلام مشهور به خاطر اشكال مزبور حمل بر احتمال اوّل شد و گفته شد .
كه مراد آن اين است كه : تعلّم واجب نفسى است و ترك آن مستقلا موجب عقاب است ، همينطور هم بايد كلام صاحب مدارك را بر احتمال اوّل حمل نمود و گفت : مراد ايشان نيز اين است كه : تعلّم واجب نفسى است و ترك آن مستقلا موجب عقاب است .
پس مراد از « و ما دلّ بظاهره ، من الادلّة المتقدّمة . . . » چيست ؟
پاسخ به يك سؤال مقدّر است كه تقديرش چنين است :
اگر كلام صاحب مدارك را حمل مىكنيد بر وجوب نفسى تعلّم ، پس آنهمه ادلّهاى كه ظهور داشتند در وجوب مقدّمى تعلّم و خود شما نيز آن ادله را قبول كرديد چه مىكنيد و چه پاسخى مىدهيد ؟
و لذا شيخ مىفرمايد : آن را حمل مىكنيم بر بيان حكمت وجوب .
مراد از اين عبارت اخير شيخ چيست ؟
اين است كه : اگرچه برخى از واجبات بالنّفس واجب هستند و لكن حكمت وجوبشان از جانب شارع اين است كه : مكلّف قابليت براى خطاب و تكليف به واجبات و محرّمات را پيدا كند ، تا بدينوسيله از مصالح واقعى محروم نگردد و به مفاسد واقعى دچار نشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٦