تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
حلّ مشكل واجبات موقّته است توسط شيخ بر مبناى خودش و لذا مىفرمايد : 1 - عند المشهور ، وقت ، شرط اصل وجوب است و تا وقت داخل نشود ، وجوبى در كار نيست ، و لذا اشكال مذكور متوجّه مشهور است كه قبل از وقت كه التفات بود ، وجوب نبود . 2 - لكن عندنا ، كلّيهء واجبات ، چه مطلقه ، چه مقيّده ، از همان زمانى كه مكلّف التفات اجمالى به واجبات و محرّمات پيدا نمود ، در حق او واجب شده و خطاب مولوى مىآيد ، و وجوب فعلى مىشود . و وقتى وجوب فعلى شد ، مانعى از وجوب مقدّمات آن از جمله تعليم وجود ندارد و لذا : اگر تعلّم را ترك نمود و در وقت خود ، واجب از او فوت شده استحقاق عقاب از همان زمان ترك تعلم براى او ثبت مىشود . چرا ؟ به دليل بناء عقلاء در جريان طومارى كه قبلا ذكر گرديد و آن اينكه : چنين عذرى مقبول نبوده و او را مستحق مؤاخذه مىدانند و فرق نمىگذارند ميان تكاليفى كه در آن طومار نوشته شده بين مطلقه بودن و مشروطه بودن . حاصل و نتيجه بحث تا بدينجا چيست ؟ اين است كه : جناب شيخ ، رأى مشهور را چنان كه در مباحث نيز آمد پذيرفت و در استدلال بر رأى مشهور فرمود : 1 - اگر بدون فحص و تحقيق مرتكب فعلى شود كه حرام واقعى نباشد ، مقتضى كيفر و مؤاخذه وجود ندارد ، جز آنكه چيزى كه تصوّر شده كه مقتضى كيفر است و آن عبارتست از : ادّعاى اينكه ادلّه وجوب فحص و طلب تحصيل علم و فراگيرى ، ظهور در وجوب نفسى دارند ؛ كه گفتيم اين ادّعا مردود است . 2 - لكن اگر مخالفت با حكم واقعى اتفاق بيفتد ، مقتضى عقاب و كيفر ، كه همان خطاب واقعى است كه دلالت دارد بر وجوب يا حرمت ، وجود دارد ، ضمن اينكه مانعى هم از كيفر وجود ندارد ؛ و تنها مانعى كه ممكن است وجودش تصوّر شود ، جاهل بودن مكلّف به آن حكم مىباشد ؛ كه جهل و ناآگاهى مكلّف ، عقلا و شرعا قابليت مانعيت را ندارد . امّا از لحاظ عقل : پس جاهلى كه مىداند بناى شارع بر اين است كه احكام را به طور متعارف و معمولى تبليغ كند ، و اين مستلزم پنهان ماندن بعضى از احكام ، به سبب بعضى از انگيزه‌ها مىباشد ، درحالىكه قدرت بر ازاله جهل را دارد ، و با اين حال واجبى را ترك كند ، مؤاخذه او قبيح نيست .