حلّ مشكل واجبات موقّته است توسط شيخ بر مبناى خودش و لذا مىفرمايد :
1 - عند المشهور ، وقت ، شرط اصل وجوب است و تا وقت داخل نشود ، وجوبى در كار نيست ، و لذا اشكال مذكور متوجّه مشهور است كه قبل از وقت كه التفات بود ، وجوب نبود .
2 - لكن عندنا ، كلّيهء واجبات ، چه مطلقه ، چه مقيّده ، از همان زمانى كه مكلّف التفات اجمالى به واجبات و محرّمات پيدا نمود ، در حق او واجب شده و خطاب مولوى مىآيد ، و وجوب فعلى مىشود .
و وقتى وجوب فعلى شد ، مانعى از وجوب مقدّمات آن از جمله تعليم وجود ندارد و لذا : اگر تعلّم را ترك نمود و در وقت خود ، واجب از او فوت شده استحقاق عقاب از همان زمان ترك تعلم براى او ثبت مىشود . چرا ؟
به دليل بناء عقلاء در جريان طومارى كه قبلا ذكر گرديد و آن اينكه :
چنين عذرى مقبول نبوده و او را مستحق مؤاخذه مىدانند و فرق نمىگذارند ميان تكاليفى كه در آن طومار نوشته شده بين مطلقه بودن و مشروطه بودن .
حاصل و نتيجه بحث تا بدينجا چيست ؟
اين است كه : جناب شيخ ، رأى مشهور را چنان كه در مباحث نيز آمد پذيرفت و در استدلال بر رأى مشهور فرمود :
1 - اگر بدون فحص و تحقيق مرتكب فعلى شود كه حرام واقعى نباشد ، مقتضى كيفر و مؤاخذه وجود ندارد ، جز آنكه چيزى كه تصوّر شده كه مقتضى كيفر است و آن عبارتست از :
ادّعاى اينكه ادلّه وجوب فحص و طلب تحصيل علم و فراگيرى ، ظهور در وجوب نفسى دارند ؛ كه گفتيم اين ادّعا مردود است .
2 - لكن اگر مخالفت با حكم واقعى اتفاق بيفتد ، مقتضى عقاب و كيفر ، كه همان خطاب واقعى است كه دلالت دارد بر وجوب يا حرمت ، وجود دارد ، ضمن اينكه مانعى هم از كيفر وجود ندارد ؛ و تنها مانعى كه ممكن است وجودش تصوّر شود ، جاهل بودن مكلّف به آن حكم مىباشد ؛ كه جهل و ناآگاهى مكلّف ، عقلا و شرعا قابليت مانعيت را ندارد .
امّا از لحاظ عقل : پس جاهلى كه مىداند بناى شارع بر اين است كه احكام را به طور متعارف و معمولى تبليغ كند ، و اين مستلزم پنهان ماندن بعضى از احكام ، به سبب بعضى از انگيزهها مىباشد ، درحالىكه قدرت بر ازاله جهل را دارد ، و با اين حال واجبى را ترك كند ، مؤاخذه او قبيح نيست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٩