گاهى هم در اثر اين تصرف ، ضررى فراوان لكن قابل تحمّل به غير مىرساند ، در اينجا نيز مالك حق تصرّف در ملكش را دارد .
گاهى هم در اثر تصرّف مالك كه به قصد دفع ضرر از خود و يا جلب منفعت صورت مىگيرد يك ضرر كثير غير قابل تحمّلى به همسايه مىرسد .
به نظر ما كه معترض جناب محقق هستيم اين صورت است كه محل اشكال است كه آيا مالك با وارد كردن چنين ضررى مىتواند باز هم در ملك خودش تصرّف كند يا نه ؟
گاهى هم مالك در ملك خودش تصرّف مىكند لكن براى دفع ضرر كثير از خودش منتهى جار نيز متحمل ضرر كثير مىشود و لذا تعارض دو كثير پيش مىآيد .
در اينجا نيز حق با مالك است و او مىتواند در ملك خودش تصرّف كند و متحمّل ضرر نشود .
چرا كه انّ الضّرر لا يزول بالضّرر .
جناب شيخ نظر شما در فروض و صور مذكور چيست ؟
خدشهء اين معترض در تقديم جانب مالك در فرض چهارم خود قابل خدشه است . چرا ؟
زيرا مجرّد منع مالك از تصرف او در ملكش براى دفع ضرر از غير خود حرج است براى او مضافا بر اينكه معناى مالكيت در اين صورت از بين مىرود ، يعنى نمىشود به او گفت تو مالكى و لكن چون در اثر تصرّف تو در ملكت ضررى به غير وارد مىشود پس حق تصرّف در ملكت را ندارى .
و امّا سخن معترض در فرض پنجم نيز كه فرمود اگر هم ضرر متوجّه مالك شود ، هم متوجه جار ، جانب مالك مقدّم است باز مورد سؤال است كه اين قيد كثير را براى چه در اينجا آوردهايد ؟
چونكه وقتى مالك متضرّر مىشود ، تفاوتى نمىكند كه اين ضرر قليل است يا كثير ، و لذا نبايد اين ضرر را مقيد به قيد كثير نمود ، چنان كه نبايد اين دو ضرر باهم مواجه شوند و مالك حق تصرّف در ملك خود را دارد .
به عبارت ديگر : مجرّد منع مالك را از انتفاع ضرر به حساب مىآوريم تا چه رسد به جلوگيرى از دفع ضرر ، كه در اينجا منع مالك به طريق اولى ضرر است .
جناب شيخ حكم در تعارض ضرر مالكين و نه مالك و غير مالك چيست ؟ به عبارت ديگر وقتى ضرر وارده بر دو مالك باهم تعارض مىكنند چه بايد كرد ؟
1 - يك احتمال اين است كه در اينجا ملاحظه ترجيح بشود ، يعنى بايد ديد كه كدام ضرر كمتر است تا آن را متحمّل بشوند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٦٢