تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
دارد . يعنى : به دليل قاعده سلطنت او حق دارد از خود دفع ضرر كند و لو همسايه او متضرّر شود . به عبارت ديگر : گاهى مالك در ملك خودش تصرّف مىكند لكن براى دفع ضرر كثير از خودش كه اين دفع ضرر از خود مستلزم وارد شدن ضرر كثير به همسايه است . در اين صورت مالك حق تصرّف دارد چرا كه انّ الضّرر لا يزول بالضّرر . حاصل مطلب در اين تفصيل چيست ؟ اين است كه : قاعده لا ضرر در خصوص موردى جارى مىشود كه : اوّلا : ضرر به لحاظ عرفى يك ضرر معتدّ به و يا معتنابهى باشد . ثانيا : از ترك تصرّف و اضرار به غير ، بر مضرّ ، ضررى لازم نيايد ، و الّا شامل موارد ديگر نمىشود . پس مراد از « اقول . . . » چيست ؟ رأى جناب شيخ است مبنى بر اينكه : آن قول و سخنى مطابق با قاعده است كه غير از صورت اوّل در تمامى چهار صورت و فرض ديگر حتى در صورت چهارم هم كه حق مالك را مقدّم بداريم و بگوييم كه وى به حكم الناس مسلطون و به حكم قاعده نفى حرج حق تصرّف دارد . مضافا بر اينكه لا فرق بين اينكه ضرر مالك قليل باشد يا كثير . به چه دليل ؟ به دو دليل : 1 - اينكه وجهى براى ترجيح به اقل ، ضررا پيدا نكرديم مضافا بر اينكه خود قاعده لا ضرر هم فرقى بين اينكه ضرر مالك قليل باشد يا كثير نگذاشته است . 2 - اينكه تحمل ضرر و لو اندك باشد براى دفع ضرر و لو زياد از ديگران خود حرج و مضيقه است و لذا قانون لا حرج آن را برمىدارد . علاوه بر اينكه شاهد اين عدم تفاوت در قلّت و يا كثرت ميان ضرر مالك اين است كه : حضرات علماء به اتفاق فتوى داده‌اند به اينكه : يجوز للمكره ، الاضرار على الغير بما دون القتل لاجل دفع الضّرر عن نفسه و لو كان اقل من ضرر الغير . مراد از « هذا كلّه . . . » چيست ؟ اين است كه آنچه در مطلب هفتم گفته آمد در رابطهء با تعارض ضرر مالك با ضرر غير مالك بود .