تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
ترجمه

فرق گذاشتن محقّق قمى ميان دو مثالى كه گذشت

و لكن مرحوم محقّق قمى رحمه اللّه بين اين دو مثال ( كه قبلا ذكر گرديد ) فرق گذاشته است ، آنجا كه ( در مثال حج ) اعتراف كرده است به اينكه مانعى از اجراء اصل برائت از دين وجود ندارد ، گرچه مستلزم وجوب حج شود ، و حال آنكه ( در آن يكى مثال يعنى عدم بلوغ ماء به حدّ كريت ) با وجود اجراى اصالت عدم كريت ، حكم به تنجّس اين آب ننموده است . ( چرا ؟ ) به دليل جمع ميان اين اصل ( يعنى اصالة عدم الكرّية از اين آب از يك طرف ) با اصالة الطهارة ( همين آب از طرف ديگر ) . و لكن عندنا ( شيخ انصارى هستيم ) ، اصلا وجهى براى تفاوت ميان اين دو مسئله وجود ندارد . ( چرا كه با اجراى اصل عدم در هر دو مسئله رفع مانع مىشود و با رفع مانع در مثال حج ، حج واجب مىشود و در مثال آب ، آب محكوم به نجاست مىشود ) . سپس مورد شك در به كرّيت رسيدن ( اين آبى كه جناب فاضل در مثالش ذكر كرد داراى چند فرض است : ) : 1 - آبى كه مسبوق به عدم كريت است ( يعنى قبلا كر نبوده و لكن بعدا مقدارى برآن افزوده شده و لكن ما شك به كرّيت رسيدن آن داريم ، درحالىكه با نجس هم ملاقات كرده ، و گفتيم كه استصحاب مىكنيم عدم الكرّية را و نتيجه مىگيريم نجاست آن را ) . 2 - آبى كه مسبوق به كرّيت است ( يعنى قبلا كر بوده ولى اكنون مقدارى از آن برداشته شده و درحالىكه با نجس ملاقات كرده ) شك در نقصان آن از جهت كريت است . اصل در اينجا بقاء كريت است ( يعنى بر خلاف اصل قبلى كه رفع المانع مىكرد ، اجراى اصل در اين فرض ايجاد المانع كرده ، حكم به طهارت آب در اين فرض مىشود ) . 3 - و اگر ( اين آب ) ، مسبوق به حالى نباشد ( يعنى حالت سابقه‌اش معلوم نيست بلكه مشكوك الكرية است ، از طرفى هم با نجس ملاقات كرده ، در آن دو وجه وجود دارد ) : الف ) پس در رجوع و برگشت به طهارت و پاك بودن اين آب ، از باب اينكه قبل از ملاقات پاك بوده و لكن پس از آن شك مىكنيم كه آيا ملاقات آن با نجس مؤثر در انفعال ( يعنى رافع طهارت ) بوده يا نه ؟ ، شك در رافع بودن اين ملاقات است براى طهارت ( كه استصحاب مىكنيم بقاء طهارت را ) . ب ) و يا در رجوع به نجاست اين آب ، به خاطر اينكه ملاقات مقتضى براى نجاست است و