تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
جناب كاشف الغطاء اگر دوتا واجب باهم تزاحم كنند چه ؟ فى المثل : نزديك غروب آفتاب است ، مكلف نماز عصرش را نخواند ، و امر به صلاة العصر دارد از طرفى كسوف رخ داده ، امر به صلاة الكسوف هم مىآيد ، تكليف او با اين دو واجب مضيق چيست ؟ قاعده در اينجا چه مىباشد ؟ قاعده در اينجا ، اهمّ و مهم است ، يعنى آنى كه اهم است امر دارد و امرش به فعليت مىرسد ، و آنكه مهم است ، از باب ضدّ ، منهي عنه است ، و لو هر دو مضيق باشند در نتيجه : نماز عصرش را كه بالاجماع اهمّ است بجا مىآورد . سپس نماز آيات را قضاء مىكند . جناب كاشف الغطاء اگر مكلّف به اين قاعده گوش نداد و گفت مىخواهم مهم را انجام بدهم و لذا اقدام به نماز آيات كرد چه ؟ به نظر ما نماز آياتش صحيح است . چگونه صحيح است درحالىكه اين عبادتش فاقد امر است و عبادت بدون امر هم باطل است ؟ به نظر ما اين عبادتش نيز امر دارد ، يعنى : يك امر رفته روى اهمّ كه نماز عصر است ، كه امرى مطلق است ، و يك امر رفته روى مهم كه نماز آيات است ، منتهى امرى مشروط به عصيان امر اول است . يعنى : امر اوّل فرموده : صلّ العصر ، امر دوم فرموده : اذا عصيت العصر ، صلّ الآيات پس : مىتواند عصيان كند نماز عصر را نخواند و نماز آيات را بجا آورد ، كه صحيح است . غرض جناب شيخ از « و يردّه . . . » چيست ؟ اظهارنظر جناب شيخ انصارى است پيرامون الگوى جناب كاشف الغطاء بدين معنا كه آن را رد كرده ، نه در ما نحن فيه يعنى قصر و اتمام و نه در مسئله ضد نمىپذيرد و لذا در پاسخ به جناب كاشف الغطاء مىفرمايد : بله ؛ 1 - گاهى مكلّف ، اهم يعنى واجب واقعى را ترك مىكند به نحوى كه ديگر فرصت ندارد و نمىتواند كه آن را اداء بجا آورد و در نتيجه معصيت تحقّق مىيابد . در چنين صورتى امر به نماز در سايه اين معصيت ساقط شده و امر به ديگرى فعلى مىشود ، فى المثل : وقتى كه به مكلّف امر مىشود كه صلّ الظهر و لكن او آن‌قدر سهل‌انگارى مىكند تا وقت تمام