تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
فى المثل : از يك طرف مسجد متنجّس شده است ، از طرف ديگر وقت نماز رسيده است . حال : مكلف در اينجا با دو امر شارع روبرو است : 1 - از يك طرف فرموده : ازل النجاسة عن المسجد ، 2 - از طرف ديگر فرموده : صلّ . حال : از آنجا كه ازالهء نجاست از مسجد فورى است ، از طرفى هم وقت داخل شده و مأمور به نماز واجب متحير است كه چه كند ، و چگونه مىشود هم‌زمان ، هم تطهير مسجد كند ، هم نماز ظهرش را بخواند . كاشف الغطاء در حل اين مسئله مىفرمايد : از آنجا كه يكى از اين دو تكليف ، مثل ازاله نجاست ، مضيق است ، و ديگرى يعنى نماز موسّع است ، بايد اوّل مضيق را انجام دهد ، و حق ندارد كه موسّع را بجا آورد . چرا ؟ زيرا : امر به شىء مقتضى نهى عن الضّد است ، يعنى وقتى گفته مىشود ازل النجاسة ، هر چيزى بر ضد ازالهء فورى نجاست باشد ، منهى عنه است ، مثل نماز خواندن ، خوردن و . . . . و لذا اگر به ازاله نپردازد و نماز بخواند يا ناهار بخورد و . . . مرتكب حرام شده است . جناب كاشف الغطاء اگر مكلّف به اين حرفها توجه نكرد و گفت بگذار اكنون نماز را بخوانم بعد از آن مسجد را تطهير مىكنم چه ، حكم چنين نمازى چيست ؟ نماز او باطل است ، چرا كه نهى در عبادت ، موجب فساد است . به عبارت ديگر : امر به شىء مستلزم نهى است ، نهى مستلزم فساد است ، و لذا اين نماز باطل است يعنى : هرچه در اين وسعت وقت نماز بخواند باطل است . جناب كاشف الغطاء اگر وقت تنگ شود به مقدارى كه تنها بتواند نمازش را بخواند ، و لذا اوّل نماز بخواند تا پس از نماز به تطهير مسجد بپردازد چه ؟ اين مشكل به واسطه اينكه امر ترتبى و يا مشروط است قابل حلّ است . به عبارت ديگر : 1 - مولى فرموده : ازل النّجاسة عن المسجد ، اين امرى است مطلق و غير شروط . 2 - هم‌زمان فرموده : صلّ اذا عصيت الازالة . يعنى : امر اوّلى مطلق است . لكن امر دوّمى مشروط به عصيان امر اوّلى است و لذا اگر مكلّف مذكور ازاله را انجام ندهد و مرتكب معصيت شود و نمازش را بخواند نمازش صحيح است .