تشريح المسائل
حاصل مطلب در عبارت « و الاقوى : هو الاوّل . . . » چيست ؟
رأى و نظر جناب شيخ رحمه اللّه است كه مىفرمايد : عقيدهء ما همان قول مشهور است كه مىگويد :
عقاب دائر مدار تكليف واقعى اوّلى است .
مراد از « انّ التكليف الثابت فى الواقع . . . » چيست ؟
اين است كه : اگر در واقع و لوح محفوظ تكليفى باشد مثل حرمت شرب عصير عنبى ، عقاب هم در حق جاهل مقصّر ثابت مىشود . چرا ؟
زيرا : مقتضى از براى عقاب موجود و مانع از آن مفقود است و لذا يؤثّر المقتضى اثره .
مقتضى براى عقاب در اينجا چيست ؟
همان اوامر و نواهى واقعيه و وجوب و حرمت واقعى هستند كه مقتضى عقاباند ، چه وصول به آنها ممكن باشد و چه ممتنع ، و به حسب فرض هم وجوب و يا حرمت موجود است .
چرا مانعى از عقاب جاهل مقصّر به خاطر مخالفتش با واقع وجود ندارد ؟
زيرا :
1 - مكلّف جاهل مقصّر خود احتمال عقاب را مىدهد ، دفع عقاب محتمل هم كه واجب است و لذا بايد كار بكند كه از عقاب برهد .
2 - قادر است كه با تحقيق و تفحص هم واقع را بيابد ، هم آن را انجام دهد و لو به طريق احتياط .
3 - در اثر سهلانگارى و عدم تفحص ، حتى به يك طريق شرعى ظاهرى هم كه نافى تكليف الزامى باشد دست پيدا نكرده تا آن را بهانه كند .
4 - راه به هيچ اصل عملى كه مؤمن او از عقاب باشد نيز ندارد تا در پناه آن آسوده باشد . چرا ؟
زيرا كه اصل برائت عقليه و نقليه از عقاب براى چنين كسى نيست ، بلكه كسى مىتواند از اين اصل استفاده كند كه تفحّص كرده باشد و به دليل اجتهادى دست نيافته باشد ، بدين معنا كه بعد الفحص و اليأس از اين اصل استفاده مىكند ، اگرچه بعد الفحص نيز احتمال تكليف را مىدهد و تحيّر باطنى از او زايل نشده و لكن براى اجراى برائت مجوّز دارد .
پس : در مواردى كه تكليفى ثابت باشد ، مانعى از عقاب وجود ندارد .