صادق نبيرهء قائم مقام فراهانى ميرزا عيسى مشهور به ميرزا بزرگ نيز به وزارت جزئيات و معاملات مقرر آمد ، و شش فوج سرباز نظام كه عبارت از چهار هزار و هشتصد نفر است از مشهد و نيشابور و سبزوار و ترشيز گرفته آمد ، و خوانينزادگان خراسان در آن ضمن به مناصب مناسب مفتخر شدند ، و چهار هزار سوار از ايلات كرد و ترك خراسان به ملازمت معين آمدند . و ميرزا موسى خان « 1 » برادر كهتر قائم مقام ، ناظم امورات متعلقه به سركار امام لازم الاحترام على بن موسى الرضا عليه السلام - آمد و نظامى تمام در همهء امورات و بلاد و ثغور خراسان به تجديد مقرر گرديد .
و بهواسطهء وزارت ميرزا محمد على سررشته دار فارس و توهم محمد على ايلخانى ايلات قشقائى و غيره در هنگامى كه نواب شاهزاده حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس به نظم بندر ابو شهر رفته بودند ايلخانى مذكور ، ايلات خود را حركت داده به جانب كرمان شتافت و ميرزا محمد حسين وكيل نيز با آنها موافقتى كرده همراه شد . نواب فرمانفرما ، شيخ عبد الرسول خان دريا بيگى را برداشته به شيراز آمده به اصلاح اين كار توجه فرمود .
نواب اميرزاده سيف الملوك ميرزا خلف نواب ظل السلطان كه حاكم كرمان بود ايلات را به حوالى كرمان منزل داده ميرزا محمد حسين و ميرزا قاسم خان روانهء خراسان و به خدمت نواب وليعهد حضرت خاقان شدند . نواب فرمانفرما شيخ عبد الرسول خان را مرخص و روانهء بندر بوشهر فرمود . در منزل دالكى ورثهء مقتولين سابقهء وى ازدحام كرده اهل ولايت دشتى و دشتستان را بر شيخ شورانيده او را به انواع خوارى به قتل رسانيدند و اموال او را به غارت بردند « 2 » . فرمانفرماى فارس جمعيتى فراهم كرده بهجهت برگردانيدن ايلات فارس به جانب كرمان رفته در ورود به شهر بابك همشيرهء وى كه كوچ مرحوم ابراهيم خان عمزاده و حاكم سابق كرمان بود و در شهر بابك توقف داشت فرمانفرما را به شهر دعوت كرده شهر بابك به تصرف درآمد و مستحفظين همدانى تابع شدند و بهتوسط شيخ الاسلام فارس ، ايلخانى به خدمت آمد ولى ايلات را نواب سيف الملوك ميرزا نگاهدارى نموده نفرستاد . اهالى كرمان نيز از سوء سلوك وى به ستوه بودند و
هامش
( 1 ) - موسى خان برادر كهتر جناب قائم مقام را كه به شرف مصاهرت و الا اختصاص داشت . . .
( روضة الصفا ) .
( 2 ) - شرح حال خوبى از اين عبد الرسول خان در حديقة الشعراء آمده ( ج 1 ، ص 204 تا 208 ذيل ايزدى ) و نيز نگاه كنيد به روضة الصفا و قول هدايت كه شيخ در مورد طريق بازگشت با او مشورت كرده و هدايت او را راهنمائى درست نموده هرچند كه شيخ نشنيده و عاقبتش را ديده .