تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
سالور دچار خورده مقاتله گزيد و جمعى از سواران وى مقتول شدند ، جنگ و گريزكنان به اردو ملحق شد . مقارن اين حال نواب اميرزادهء اعظم و امير معظم محمد ميرزا در رسيدند . حسب الامر بر سر تركمانان تاخته ايشان را مقتول و مغلوب و متفرق ساخته مظفر بازگرديد . ديگر روز به يورش و انداختن توپ فرمان رفت . اهالى قلعه ذكور و اناث و صغير و كبير اسراى شيعه را بر گرد خاكريز حصار هدف گلولهء توپ نمودند . به اين ملاحظه از انداختن توپ دليران قلعه كوب دست بازداشتند . بالى محرم بهادر معروف به « قراولباشى » و آدينه قورت خان سالور به‌اتفاق نسوانى كه شوهرهاى ايشان در ارض اقدس مأمور به توقف بودند به اردوى و الا آمده متعهد انجام كار شدند و ملتزم رد كردن اسراى شيعه آمدند « 1 » سه هزار نفر از اسراى شيعه را رد كردند . « 2 » بالى محرم و آدينه قورت به استمالت ايشان به قلعه رفتند ولى سود نداد . نواب مستطاب نايب السلطنه فورا به قلعه‌گيرى حكم داد . به ضرب توپ و نقب و مورچل و يورش و سنگر ، قلعه مسخر شد . در مدت يك ساعت به قانون نظام قتل عام بود . بالى بهادر نيز به قتل آمد . بعد از منع قتل ، امر به غارت رفت و بالاخره قلعه را نيز ويران كردند و غلات آنجا را به ارض اقدش نقل نمودند « 3 » . سه هزار اسير شيعه و سه هزار خانوار تركمان را به ارض اقدس بردند و به علما و فضلاى اسلام ، سرورى تمام روى داد . مجتهد الزمانى ميرزا هداية اللّه در خارج شهر به نماز پرداخت و دولت جاويد مدت را دعا گفت و اسراء به اوطان خود رسيدند و مژدهء اين فتح بزرگ در دار الخلافه در بيست و چهارم جمادى الثانى به عرض خاقان صاحبقران قاجار فتحعلى شاه رسيد . نواب نايب السلطنه در اواخر شهر رجب به محمود آباد جام كه در تصرف محمد خان قرائى بود رسيد . فى الفور مفتوح فرمود و حكومت جام و باخرز را به ابراهيم خان بيگلربيگى سابق هزاره مرحمت فرمود . نواب مستطاب اميرزادهء اعظم محمد ميرزا به قراولى لشكر منصور همه جا يك منزل در پيش روى به‌جانب مقصود روان
هامش
( 1 ) - ايضا : « متعهد شدند كه شوهران ايشان را رخصت داده به سرخس آيند و ايشان نيز اسراى شيعهء سرخس را رد نمايند . » ( 2 ) - روضة الصفا : « سه هزار كس از اسراى شيعه كه در شهر باقى مانده بودند و هنوز به فروش نرفته . . . » . ( 3 ) - ايضا : « چهار صد و پنجاه نفر تاجر اسير فروش در آن بلده بودند به اشارت و الا ، اسراى شيعه تمامى آن قوم را به ضرب شمشير و خنجر و قمه و دشنه چاك‌چاك كرده بر خاك افكندند » .
فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 430 | رضا قليخان هدايت / عبد الحسين نوايى و مير هاشم محدث