تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
بودند . محمد خان قرائى مشوش شده از تربت برآمده در قلعهء سنگان رفت و ايل خود را با خود در مقام خلاف ديد ، ناچار با چهل سوار از قلعه برآمده در چمن هفت چشمهء باخرز به خدمت نواب كامياب اميرزادهء اعظم محمد ميرزا آمده آن حضرت را شفيع جرايم خود نمود و فىمابين هفت چشمه و اسكندر آباد به حضور شاهزادهء اسكندر نهاد نايب السلطنه پيوست و حضرت و الا را وارد تربت حيدريه ساخت و به اظهار خدمات پرداخت . دولت آباد و زاوه را به تصرف داد و در باب سنگان كه اموالش در آن بود بنا را بر تعلل نهاد . در اين حال معتمدى از كامران رسيد و نوشتهء خيانت‌آميز محمد خان را به‌نظر رسانيد « 1 » محمد خان بعد از اطلاع خواست فرار كند حسب الامر مقيد شد و برادران وى نيز اسير آمدند . قلعهء سنگان نيز با اموال محمد خان به تصرف درآمد . حكومت ولايات تربت و برسن و كدكن و محولات و سرجام به سهراب خان گرجى محول و اختيار كار ابراهيم خان هزاره هم احتياطا با وى مفوض شد . مصطفى خان سمنانى و محمد حسن خان سالار بار مرخص و روانهء دار الخلافه شدند . و نواب و الا روانهء ارض اقدس گرديدند . محمد خان قرائى نيز با رضا قلى خان در قيد ، مجالس و مؤانس گرديد . يار محمد خان وزير كامران ميرزا حاكم هرات در اردو و ارض اقدس قراول داشت و در باب قرار امر هرات و متابعت كامران به دولت ابد بنيان حضرت خاقان صاحبقران گفتگوئى مىكرد . و فرستادهء محمد على خان خوقندى كه بر كاشغر و ختا استيلا يافته بود به حضرت آمد و مورد التفات شد . و در آن اوقات فرخنده ساعات به استدعاى نواب مستطاب نايب السلطنة العلية العاليه خاقان صاحبقران و شاهنشاه گيتىستان فرمان و خلعت ايالت و ولايت خراسان را به‌نام نامى نواب مستطاب اميرزادهء اعظم و ملكزادهء معظم محمد ميرزا - خلد اللّه ملكه - مقرر و مفوض و ارسال و انفاذ داشتند و امراى خراسان را فخرى تازه و سرورى بىاندازه از اين موهبت و مرحمت روى داد . ميرزا موسى گيلانى رشتى كه به وزارت نواب احمد على ميرزا مأمور بود به خدمت نواب مستطاب اشرف والاى والى خراسان مأمور آمد ، و ميرزا
هامش
( 1 ) - محمد خان قرائى به والى هرات نوشته بود كه آمدن نايب السلطنه به خراسان تنها براى استيصال من نيست بلكه او قصد هرات دارد ، چون در ميان ايل قرائى مخالفتهائى ديده مىشود بهتر آن است كه جمعى از افغانان براى حفظ هرات بيايند و جمعى از ايل قرائى كه بر ايشان اطمينانى نيست به هرات منتقل شوند .