تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
خبوشان مأمور شدند . در سمت شرقى قلعه ، اردوى بزرگ توقف داشت و در سمت شمالى نواب بديع الزمان ميرزا و سپاه استرابادى و مازندرانى معين شد . سهراب خان گرجى با سرباز و توپخانه در جانب جنوبى كه برابر ارك و كرد محله است مقرر آمد . حسين پاشاى مراغه با فوج مراغه در سمت غربى مقيم گرديد و از اطراف به نقب و مورچل اقدام ورزيدند و عرض و عمق مورچل بدان رسيد كه سه نفر سواره در پهلوى يكديگر در آن مىگرديدند و اهالى قلعه آنان را نمىديدند . سيبه و سنگر سرباز و توپچى نيز تا كنار خندق رسيد و راه بر قلعگيان مسدود شد . محمد حسن خان سالار بار با خلعت و خزينه و زر دررسيد در سه‌شنبه هشتم ربيع الثانى نواب وليعهد كامكار خلعت شاهنشاه با اقتدار و پدر بزرگوار را استقبال فرمود و در حين مراجعت از حوالى قلعه توپى به تيپ نواب نايب السلطنة كه در ركاب مىآمدند انداخته شد و غضب بر مزاج اشرف استيلا يافت . لشكر قيامت اثر را به يورش و شورش حكم داد . توپچيان آتش دست ، بنياد آتش‌بازى كردند و اطراف قلعه را آثار عاليها سافلها « 1 » ظاهر شد و عرصه بر رضا قلى خان تنگ گرديد و كار را نه بر وفق مراد ديد . شفعا برانگيخت و واسطه‌ها جست . بالاخره فى الجمله اطمينانى يافت شمشير به گردن با پسر قايم مقام به اردوى شاهزاده سكندر احتشام شتافت و قراولان احترام به محافظتش معين شد و افتتاح خبوشان مبين آمد . نواب مستطاب و الا نايب السلطنة العليه به عزم استحمام به خبوشان تشريف برده زوجهء رضا قلى خان كه صبيهء نجفعلى جان بود خدمات شايسته نمود و پيشكش مناسب گذرانيد و سام خان پسرش ايلخانى شد و فوج خاصه برج و باره را متصرف و در آن متوقف شدند و همهء اعيان شرفياب خدمات آمدند . « 2 » بيست عراده توپ سواره و پياده و دو هزار شمخال و جزاير و انبار سرب و باروت و غله و ايلخى ايلخانى به تصرف درآمد و نور محمد خان برادر جناب آصف الدوله به حكومت آن حدود مفتخر آمد و محمد طاهر خان قزوينى به اخبار اين فتوح به دار الخلافه رهسپر گرديد . صادق نام برادر بيگلر خان كه در اردو بود و به رضا قلى خان ، در شبيخون بر اردونامه نوشته بود بعد از بروز نوشته به قتل رسيد « 2 » و نعش او را بر در خيمهء
هامش
( 1 ) - سورهء هود ، آيهء 82 و سورة الحجر ، آيهء 74 . ( 2 ) - روضة الصفا : « نوشتهء ممهور صادق خان برادر بيگلر خان چاپشلو كه در مخالفت با شاهزاده نايب السلطنه به رضا قلى خان نگاشته بود و از محبرهء ايلخان مذكور به درآمد به نظر مبارك رسيد » .