نواب نايب السلطنه ، نواب اميرزاده طهماسب ميرزا خلف شاهزادهء مغفور دولتشاه را از تبريز با چهار هزار پياده و سواره آذربايجان به خراسان احضار فرمود .
امير اسد اللّه خان عرب « 1 » ، عبد الرضا خان يزدى را كه از بافق فرار كرده بود در حضرت نايب السلطنة العلية العاليه شفاعت كرد و معفو شد .
محمد خان قرائى نيز به خدمت شتافت و اكرام يافت .
و نواب نايب السلطنه عزيمت خبوشان فرمود . رضا قلى خان مشوّش شده قائم مقام را واسطه خواست كه قرار خدمت دهد . قائم مقام نيز رفته ولى حاصلى نداشت .
سال هزار و دويست و چهل و هشتم
نواب مستطاب نايب السلطنة العلية العاليه نواب خسرو ميرزا را به نيابت ارض اقدس مأمور فرمودند و آوازهء عزيمت هرات در دادند و در اولنگ ياقوتى « 2 » نزول اجلال فرمود [ ند ] و در دويم صفر وارد چناران گرديد و اميرآباد « 3 » قلعه متين و حصن حصين بود و سيصد نفر شمخالچى زعفرانلو در آن به محارست مىپرداختند . القصه حكم به يورش قلعهء اميراباد صادر شد و يوسف خان گرجى امير توپخانه به مقدمات اين كار پرداخت . در زير برجى نقب برده از باروت انباشتند و به ضرب توپ آن برج را خراب كرده يورش به باره بردند و به بالا برآمدند ، و يوسف خان امير توپخانه كه مردى دلير بود كشته شد ، و نواب و الا نايب السلطنة فى الفور اميرزادهء معظم نواب قهرمان ميرزا « 4 » را با فوجى به مدد فرستاد و به قهر و غلبه به تصرف درآمد و نواب نايب السلطنه بيست هزار تومان قلعه و ساكنين آن را از سرباز خريد كه به مسلمانان اذيت نرسانند « 5 » و كريم خان برادرزادهء
هامش
( 1 ) - امير اسد اللّه خان عرب خزيمه حاكم قاينات ( روضة الصفاى ناصرى ) . وى جد خاندان علم بوده است .
( 2 ) - روضة الصفا : « كه مايل به معبر هرات و در دو فرسخى شهر است .
( 3 ) - ايضا : « مجملى از حصانت اميرآباد اينكه چون رضا قلى خان ايلخانى بر نيشابور و چناران استقلال يافت ، حصار چناران را كه در ده فرسنگى شهر مشهد مقدس رضوى بود از ريشه برآورد و جدار آن را با خاك برابر كرد و قريب به نيم فرسنگ بر بالاى سر قلعهء قديم حصارى قويم بنياد نهاد كه ديوار آن را نه ذرع تمام عرض بود » .
( 4 ) - ايضا : « اميرزاده بهرام ميرزا » .
( 5 ) - ايضا : « چون قرار نظام آن است كه به هرحصارى كه به قهر و غلبه ، سپاه غالب شوند ساعتى به قتل عام مبادرت ورزند و دست به يغما و تاراج برگشايند و امير توپخانه نيز در اين محاربه به قتل -