حواشى او اغوا و تحريك نمودند و نپذيرفت . علماء و صلحاء تكليف خود را در استرداد آن دو نفر گرجيهء مسلمه نديدند و در مساجد و جوامع جمع گرديدند و سخنان راندند و عوام الناس اجتماع و ازدحام كردند و چنان دانستند كه ايلچى واجب القتل است ، و قريب به يكصد هزار كس از هرطايفه به هيئت اجتماعى روى به سراى گربايدوف نهادند . وقتى امناى دولت باخبر شدند كه هجوم عام از حد اوهام گذشته بود . چندانكه شاهزادگان و امراء و امناى دولت به منع آن جمع و تفرقهء آن اجتماع جد و جهد كردند چاره نتوانستند .
ايلچى ، زنان و يعقوب نام را اضطرارا بيرون فرستاد و دروب خانه بر روى خود مسدود نمود و چاكران وى به گلولهء تفنگى طفلى چهارده ساله از مسلمانان را كشتند . ظهور اين فقره مزيد علت شده مسلمانان ، يعقوب را در بيرون خانهء ايلچى پارهپاره كردند و بر فراز خانهء ايلچى رفته گريبايدوف را با چند تن از همراهان او مقتول كردند ، و دست به يغما برآوردند ، و آن خانه را نيز از بنياد ويران ساختند و هريك به طرفى متفرق شدند . ملسوف نام نايب اول ايلچى خود را به گوشهاى كشيده نجات يافت . او را به ارك آوردند و محافظت كردند و او تقصيرات ايلچى را تصديق و به دولت ايمپراطور معروض داشت و خود نيز به تفليس رفته مراتب را به بسقاويچ بيان نمود و از آنجا به پطرپورغ روانه شد .
ايمپراطور از تقصير گربايدوف مستحضر گرديد و در بنيان موافقت شكستى روى نداد . و نواب اميرزاده خسرو ميرزا مأمور به پطرپورغ و محمد خان زنگنه امير نظام به همراهى او روانه شد . و خاقان صاحبقران يكصد هزار تومان بهجهت مخارج نواب اميرزاده خسرو ميرزا فرزند ارجمند نواب نايب السلطنة العلية العاليه به مصحوب ميرزا نبى خان قزوينى وزير نواب ركن الدوله انعام و انفاذ فرمود و نواب اميرزاده به صواب پطرپورغ روى نهاد . « 1 »
و جناب سيد سند ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله متخلص به « نشاط » كه از فحول اصحاب كمال و از كبار ارباب حال و قريب به مقام وزارت خاقان صاحبقران بود در اين سال در طهران وفات يافت و به روضهء رضوان شتافت . « 2 »
هامش
( 1 ) - درخصوص اين هيئت سياسى و شرح سفر آنان رجوع شود به سفرنامهء ناصر خسرو ميرزا نوشتهء ميرزا مصطفى خان افشار ملقب به بهاء الملك عضو سفارت . اين نكته شايان ذكر است كه ميرزا تقى فراهانى ( كه بعدها امير كبير و صدر اعظم شد ) در جزو هيئت سفارت به روسيه بود .
( 2 ) - دربارهء نشاط مرد ادب و طريقت و شاعر و كاتب و منشى و عارف به حق رجوع شود به سفينة المحمود ( ج 1 ، ص 49 تا 52 ) و نگارستان دارا ( ص 134 تا 141 ) و طرائق الحقائق ( ج 3 ، ص ) و فارسنامهء ناصرى ( جلد اول ، ص 276 ) كه او را از اعقاب حاجى حكيم سلمان