رفتهرفته بر استقلال محمد خان افزود و حسين خان در ارك محصور بماند . اهل مشهد مراتب را بهعرض خاقان صاحبقران رسانيدند و رضا قلى خان نيز خود را خادم و محمد خان را خائن معروض داشت . نواب احمد على ميرزا به ايالت خراسان نامزد آمد و ميرزا موسى رشتى نيز به وزارت او مأمور شده به اسم نيابت موسوم گرديد .
مصطفى قلى خان ترشيزى نيز مرخص و حاكم ترشيز گشت .
نواب احمد على ميرزا به چناران رسيد و خوانين به خدمت آمدند و بيست هزار كس آماده كرده عزيمت مشهد نمودند . صيد محمد خان خود را خارج نمود و از مشهد بيرون شد و به اردو پيوست . بهرام خان هزاره حسب الامر تربت را تاخت و محمد خان زياده وحشت گزيد . بالاخره به تبريز مصلحين بيرون آمده به تربت رفت و نواب احمد على ميرزا به شهر وارد شد . مصطفى خان به ترشيز رفت و بدسلوكى كرد .
محمد تقى خان برادر كهتر او را گزيدند و او را گرفته در قيد كشيدند . حسن خان بعد از احضار حضرت صاحبقران از عرض راه به عتبات عاليات رفت و حسين خان به طهران آمده چندى به حكومت فريدن و چهار محال و سردارى بختيارى زيست و بالاخره وفات يافت .
و خاقان صاحبقران به ييلاق شميران رفته در قريهء اصفهانك بماند .
و بلاى و با در رى شايع شد و ده هزار كس در چهل روز بدين مرض بمردند از جمله ميرزا فريدون بن حاجى خان جان حلالخور بندپيى كه به ميرزا خانلر مشهور و منشى الممالك ايران بود در اين سال وفات يافت « 1 » و منصب انشاء ممالك به جناب ميرزا محمد تقى على آبادى مازندرانى ولد ميرزا محمد زكى وزير سابق مفوض شد .
و در ربيع الثانى خاقان صاحبقران به دار الخلافهء طهران تشريففرما گرديد .
نواب اميرزاده خسرو ميرزا كه مأمور به سفارت پطرپورغ بود در نهايت عزت و احترام منزلبهمنزل با مهمانداران دولت بهيهء ايمپراطور مرحلهپيما گرديده در روز ورود به شهر صاحبمنصبان و سواره و پياده و توپخانه بهقدر فرسنگى به استقبال آمدند و توپها انداختند و ايمپراطور اعظم نواب اميرزاده را بهقدر دو سه قدم بر خود همهجا مقدم داشته به شهر آمدند و در هنگام قعود ، ايمپراطور هميشه نواب اميرزاده را بر طرف راست
هامش
( 1 ) - پسر اين ميرزا فريدون حلال خور بندپيى داماد فتحعلى شاه بود به دخترش گوهر خانم خواهر تنى شاهزاده اسماعيل ميرزا .