و هم در اين سال سلطان محمود خواندگار روم ديگرباره با روسيه مصاف داده انهزام يافت و ناچار بعضى از ولايات روم را به روسيه واگذاشت و صلح كرد و هفتاد هزار نفر از طايفهء ينگچرى را كه در آن بزرگ دولت قوت يافته بودند و عزل و نصب سلاطين و قياصرهء روم بهدست ايشان بود به حكم سلطان روم محمود خان مذكور در يك روز به قتل رسانيدند و سوزانيدند . پس از اين كار بناى پياده و سوارهنظام و توپخانه و قورخانه را در روم متداول و منتظم فرمود . و محمد على پاشاى مصرى در دولت او قوت گرفته بر شامات و حلب و كل مصر ، پاشا بود و جز سكه و خطبه در اين حدود سلطان را نامى نبود .
سال هزار و دويست و چهل و پنجم
در اين ايام ينارال دالغوركى به سفارت ايران مأمور و به تبريز آمد كه از حقيقت امر آگاه شود و در تبريز بماند . و نواب ركن الدوله بعد از آگاهى از مطالب دالغوركى در شنبه دوازدهم شهر محرم الحرام از تبريز حركت و در بيست و دويم به انجمن حضور خاقان صاحبقران بار يافت .
و ميرزا مسيح استرابادى [ را ] كه در امر اجماع « 1 » دخالت داشت به عتبات عاليات از طهران روانه فرمودند .
و رضا قلى بيك نامى پسر پناه بيك طالش كه در آن روز او را با تيغ خون آلود ديده بودند و مصدر قتلى ديگر نيز شده بود در ميدان دار الخلافه به قتل آوردند .
امناى دولت روسيه از اين دو امر خشنود شدند .
خوانين خراسان بعد از رفتن حسين خان و حسن خان سردار چندى آسوده بودند .
چون رضا قلى خان كرد زعفرانلو ايلخانى حاكم خبوشان در نشابور و چناران و رادكان تسلطى يافته بود تمكينى به سردار نمىنمود . سردار با محمد خان قرائى سازشى كرده رضا قلى خان به كلى روگردان شد . محمد خان به صوابديد حسين خان و مرافقت حسن خان با شش هزار كس بر سر نيشابور آمد و كارى نديد . محمد خان قرائى صيد محمد خان كلاتى را با خود همداستان ساخته محافظت ارض اقدس نيز با قرائى شد و
هامش
موسوى حسينى دانسته كه در زمان شاه عباس از جهرم به اصفهان رفته . حديقة الشعراء ( ج 3 ، ص 1871 تا 1882 ) و مكارم الاثار ( ج 4 ، ص 1208 )
( 1 ) - حاجى ميرزا مسيح در اجتماع مردم تهران بر ضد گريبايدوف همدلى و همداستانى كرده بود .