شد . اميرزاده جهانگير ميرزا نيز به ساليان رفت . و نواب ركن الدوله علينقى خان به توقف محال چرس مقرر گرديد ، نواب شاهزادهء كامكار نايب السلطنة العلية العاليه به جانب ايروان روان شد .
بسقاويج روزى چند در قلعهء عباس آباد بماند . بلاى و با در روسيه درافتاده جمعى بمردند و بسقاويج به قراباغ شد و به توهم تلافى عباس آباد ميرزا گربايدوف « 1 » نام را به طلب مصالحه به خدمت نواب نايب السلطنه فرستاد « 2 » اين حيله بازى مسموع نيفتاد .
شيخعلى خان برادر احسان خان كنگرلو نيز قلعهء نظارهء اردوباد نخجوان را به تصرف روسيه داد . ابراهيم خان قاجار دولو با دليران قراگوزلو به سرعت باد از اردو به جانب اردو باد شتافتند و قلعه را به غلبه گرفته رئوس صالدات روس را بريده از قلعه به زير انداختند .
نواب اميرزاده محمد ميرزا به قراباغ رفته شور قيامت در آن سرزمين بهظهور آورد ، ولايت قراباغ را زيروزبر ساخت و مظفر و منصور گرديد .
نواب جهانگير ميرزا نيز حارسان ساليان را اسير و توپخانهء آنها را به درياى خزر انداخت .
سال هزار و دويست و چهل و سيم
در روز جمعه هفدهم شهر صفر مژدهء اين فتح و ظفر در چمن مهربان به عرض خاقان صاحبقران رسيد و خاطر خطير مسرور گرديد .
نواب نايب السلطنه ، ركن الدوله علينقى ميرزا را در چرس گذاشته خود به ايروان رفته قاسم خان سرهنگ را با جعفر قلى خان مقدم و ميرزا محمد خان مقصودلوى استرابادى و لطفعلى خان ملايرى را اضافه بر مستحفظين آن قلعه فرمود ، حسين خان سردار را در ركاب برداشته به محاصرهء قلعهء اوچ كليسيا همت گماشت . حارسين قلعهء مذكور از روسيهء ساكن اباران امداد خواستند . ايشان نيز با استعداد عزيمت امداد نمودند . نواب
هامش
( 1 ) - روضة الصفا : « ميرزا گربايدوف را كه همشيرهزادهء وى و از اكابر آن دولت بود . . . »
( 2 ) - روضة الصفا : « از شرايط صلح ، دادن ايروان و يكصد هزار تومان و واگذاشتن روسيه ، طالش و موغان را به كارگزاران ايران بود و چون مايهء اين فساد حسين خان سردار ايروانى بود و از اين شروط آگاه شد بهتوسط امناى دولت متعهد گرديد كه در سال آينده عباس آباد را استرداد و ايروان را محفوظ بدارد مشروط به آنكه پنجاه هزار تومان مدد خرج اين مدت به دو مرحمت افتد .
امراى دولت آن داعيه را پذيرفتند . »