به امر اعلى فى الحال مهديقلى خان و يكصد سوار از اكراد و قاجار از دنبال او تاخته او و همراهان وى را اسير ساخته به حضور آوردند . تقى خان را پس از تنبيه و مؤاخذه و مصادره مرخص و به دعوت مجنون خان پازوكى به ورامين و خوار آمده خوانين دولوى قاجار ، رفيع خان و رضا خان هديه آراستند و امان خواستند و امان يافتند و به توسط برادر آن حضرت جعفر قلى خان در زمرهء مطيعان شتافتند . در دولاب دو روز توقف و متعلفين كه در قزوين مسكون بودند به استراباد روانه شدند . رضا قلى خان و مرتضى قلى خان به داعيهء سرورى و خودسرى با آن حضرت آغاز نفاق نموده به مازندران رفتند و با لشكرى معدود بر سر راه آن جناب آمده مغلوب شدند و به بارفروش رفته از آنجا روانهء استراباد گرديدند .
حضرت خاقان گيتى ستان به على آباد « 1 » و سارى و بارفروش رفته نواب خاقان صاحب قران فتحعلى شاه كه در آن هنگام به اتفاق عم كرام مرتضى قلى خان در مازندران بود به حضور اعلى آمد ، و مصطفى قلى خان به استمالت مرتضى قلى خان مأمور به استراباد شد ، و والدهء خاقان صاحب قران فتحعلى شاه را كه در آن اوان از ولادت فرزندش حسينقلى خان ثانى سمى جهانسوز تقريبا سى ماه گذشته بود نيز بهاتفاق همراه برده و خان احمد خان جهان بيگلو به حكومت شهر بارفروش و رضا خان قاجار به حراست آمل و لاريجان مأمور آمد .
و در اين سال زكى خان زند ، ابو الفتح خان بن كريم خان را دستاويز كرده با ساير خوانين زنديه مخالفت نموده و غالب آمد و همه را مقتول نمود . عليمراد خان خواهرزادهء خود را به اصفهان گماشت و از آنجا مأمور به نظم امور رى و قزوين و دار المرز ، در آن حال ذو الفقار خان خمسه به دعوى سرورى برخاسته از خمسه به قزوين آمده و از آنجا به مقاتلهء عليمراد خان رفته شكستى فاحش يافته معاودت گزيد و عليمراد خان مظفر و منصور به طهران بازگشته محمد قلى خانين سياه و سفيد لاريجانى نزد وى آمده محمود خان نام افغان را بهجهت تسخير مازندران با آنها مأمور كرد و آنها به تنگهء عباس آباد « 2 » آمده مستعد رزم شدند . حضرت خاقان گيتى ستان ، آقا محمد خان ، برادر خود جعفر قلى خان را با لطفعلى بيك سركردهء سوادكوهيان به رزم محمود خان افغان و محمد قلى خانين فرستاده پس از رزمى سخت در آن كوهستان پردرخت ، سپاه زنديه به هزيمت رفتند و بسيارى مقتول آمدند . عليمراد خان زند ، غفور خان نامى را در طهران گذاشته به جانب
هامش
( 1 ) - على آباد چنان كه گذشت همان شاهى سابق و قائمشهر كنونى است و بارفروش همان بابل فعلى .
( 2 ) - يعنى ناحيهء ورسك كه پل معروف ورسك بر روى اين تنگه است .