تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
آمد . به ورود ساور ، اهالى استراباد به حضور آمدند . مرتضى قلى خان بنابر توهم به حضور اعلى نيامد ولى مصطفى قلى خان را فرستاد . و موكب و الا از اشرف « 1 » به بارفروش نهضت فرمود .

سال هزار و صد و نود و پنجم

چون هداية اللّه خان پسر حاجى جمال فومنى گيلانى كه پدرش خدمتها به خاقان شهيد محمد حسن خان قاجار كرده بود خود به‌واسطهء توسل به دولت زنديه روى به خدمت نواب خاقان گيتى ستان نياورد جعفر قلى خان و مصطفى خان به امداد مهدى خان تنكابنى مأمور به تسخير گيلان شدند . رضا قلى خان به استمالت محمد قلى خانين و ساير لاريجانى مأمور گرديد . بعد از ورود به نشل با مخالفان موافقت كرده با هزار نفر عزيمت بارفروش كرده خاقان گيتى ستان را محصور نمود . خان ابدال خان نيز به او ملحق و متفق گرديد . خاقان گيتى ستان را ناچار بگرفتند و ارادهء قتل آن حضرت نمودند . حاجى خان جان بندپيى مشهور به « حلال خور » تدبيرى انديشيد كه كار خاقان گيتى ستان به هلاكت نينجامد تا ضعف به قوت تبديل يابد . استدعا كرد كه او را به من سپاريد تا محافظت نمايم . قبول نمودند و خاقان گيتى ستان را مأسورا بالقيد با مهد عليا و نواب جهانبانى و برادر كهترش حسينقلى خان به بند پى روانه نمودند و رضا قلى خان مستقل شد . جعفر قلى خان در لاهيجان باخبر شده به سرعت مراجعت نمود . لشكريانش متفرق و مصطفى قلى خان را به نزد مرتضى قلى خان فرستاد و اخبار دادو خود ره كجور رفت . مرتضى قلى خان به‌خيال داورى نه به عزم ياورى به مازندران آمد و با خان ابدال افغان سردار رضا قلى خان رزم كرده مظفر شد و خانين را بگرفت . رضا قلى خان فرار كرده در كمال خجالت و ندامت به بندپى رفته حاجى خان جان و آقاسى خان نواب خاقان گيتى ستان را قبل از ورود رضا قلى خان از بند نجات‌داده بر مسند جلالت نشانيده كمر بر خدمتش بستند و نواب و الا رضا قلى خان را به حضور نخوانده بلكه راندند و او به هواى خدمت عليمراد خان زند به جانب اصفهان تاخت . بزرگان بندپى نواب خاقان گيتى ستان را با جمعى روانهء بارفروش نمودند . رضا خان قاجار به نواب جعفر قلى خان كه در كجور بود مژده فرستاد و خود و برادران و تمامى
هامش
( 1 ) - اشرف كه مخفف اشرف البلاد است امروزه بهشهر خوانده مىشود .