نيز به قتل رسيد و جمعى فرار اختيار نمودند . على همت خان برادر كهتر عليمحمد خان و محمد حسين خان بهبهانى بصره را نگهدارى و بقاياى لشكر را پرستارى و آدمى روانه نزد كريم خان زند نمودند و از اين قضيهء عظيمه او را اطلاع دادند .
سال هزار و صد و نود و سيم
كريم خان زند از واقعهء بصره و قتل عليمحمد و ديگران به غايت غمناك گرديد و از شدت و انبوه اندوه به خود برآمده بيمار گشت و به تهيه و تدارك اين كار پرداخت و جمعى از جيوش زرهپوش و جزايرچى و غيره فراهم آورد و به حكام اطراف فرمان داد كه هريك به قدر قدرت امداد و قشون سرانجام نمايند و برادر خود صادق خان را كه به « استظهار الدوله » ملقب كرده بود به سردارى بصره نامزد كرد . سردار منزل به منزل رفته وارد ساحات بصره گرديد و به انتظام امورات آن حدود اشتغال جست .
در اين ايام قولنجى شديد بر مزاج كريم خان زند عارض گشته و كار از علاج درگذشته در سيزدهم شهر صفر به رحلت ايزدى پيوست و از كشاكش دنيوى رست .
مدت سلطنت وى سى سال و هشت ماه و سه روز بود . و بهواسطهء اختلاف امراى زند و خوانين ناخردمند سه روز نعش وى برجاى مانده بود . بالاخره به سعى زكى خان به ابو الفتح خان حكومت مقرر شد و نعش وى مدفون آمد .
سال هزار و صد و نود و چهارم
نواب خاقان گيتى ستان آقا محمد خان بن نواب محمد حسن خان قاجار سعيد شهيد كه مدت شانزده سال در شيراز ناچار به مصاحبت و مجالست كريم خان تن درداده بود ، در ايام بيمارى وكيل كه ابتداى آن از اوايل محرم و اختتام آن در شهر صفر بود غالبا طريقهء حزم و احتياط مرعى مىفرمود و مستعد رجوع به استراباد و دار المرز بود ، سليمان خان قاجار بن محمد خان خالوى خود را كه در آن ايام ده ساله بودى اغلب در حرم وكيل نزد خالهء خود كه در نكاح او همى بود فرستادى و پنهانى از حال وكيل استحضار يافتى .
چون آثار مرگ در ناصيهء وكيل ظاهر آمد و نواب خاقان گيتى ستان اطلاع يافت به بهانهء شكار از شهربند شيراز بيرون آمده در حوالى شهر تفرج مىنمود و منتظر اخبار مسرت آثار بود . در وقت غروب شب سيزدهم صفر كه شب فوت وكيل بود نواب خاقان گيتى ستان آقا محمد خان عزيمت ورود به شهر داشت . امير محمد حسين خان ارجمندى و